مختلفه اعراب گفتند . و اسماى تهجى را به سبب آنكه كلمات از آن محدود مىشود ، حرف خواندند ، چه حرف ، حدّ است و مراتب ممكنات پايههاى آن است ، چنانچه پايهى حيوانيت و انسانيت و على هذا . و آيت ، نشانه است ، و در قرآن ، عبارت از جملهاى است كه منتهى مىشود به فاصله . و وقف ، قطع كلام است در قرآن ، در موضعى كه اداى سخن ناقص نماند :
[ جهان چون كتابى در تجلى ]
از او هر عالمى چون سورتى خاص * يكى زو فاتحه ، و ان ديگر اخلاص
مىفرمايد كه در كتاب كونى ، هر عالمى از عوالم به منزلهى سورتيست از سور در كتاب الهى . و سورت عبارت است از جمع بعضى از جمل كلام مختلف در طول و قصر . پس سور آن كتاب جملههاى كلامى است ، و سور اين كتاب ، عالمهاى امكانى . چنانچه شيخ ناظم - قدس سرّه - تطبيق داده اين عوالم را به آن جمل . چنانچه در ابيات كه مىآيد ، گفته كه آنجا بسم الله است ، و اينجا عقل كل . چه آنجا مكتوب اول ، اوست ، و اينجا موجود اول ، اين . آنجا آيت
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
است ، اينجا نفس كل به جامع معنى جمعى و تفصيلى در هر دو . و آنجا آيت
« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى »
، اينجا عرش ؛ آنجا آيت الكرسى ، اينجا كرسى به جامعيت استيلا و احاطت . آنجا سبع المثانى مشتمل بر هفت آيت ، اينجا سماوات سبع به جامعيت تسبّع . آنجا آيات مختلفه ، اينجا عناصر متضادّه به جامعيت اختلاف :
نخستين آيتش عقل كل آمد * كه در وى همچو باى بسمل آمد
دوم نفس كل آمد آيت « 1 » نور * كه چون مصباح شد در غايت نور
سيوم آيت در او شد عرش رحمان * چهارم آية الكرسى همىخوان
پس از وى حرفهاى آسمانيست * كه در وى سورهى سبعالمثانيست
نظر كن باز در جرم عناصر * كه هريك آيتى هستند باهر
هامش
( 1 ) . دا : كل آيت .