تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
گويند . و از علايق دو جهانى بگذرند ، و تفرج آيات كبراى توحيدى كنند . و از قوسين واحديت « 1 » به لطيفه‌ى سر رشته‌ى « او ادنى » ، و خط وسط اعلى رسند ، و باز به جانب كثرت رجوع نمايند و به تكميل ناقصان مشغول شوند ، و خليفه‌ى مطلق حق گردند . چنانچه مضمون ابيات آينده از آن خبر مىدهد :

[ معراج مصطفوى ]

برو اندر پى خواجه به اسرى * تفرج كن همه آيات كبرى برون آى از سراى امّ هانى * بگو مطلق حديث « من رآنى » گذارى كن به كاف كنج كونين * نشين در قاف قرب « قاب قوسين » دهد حق مر ترا هرچه تو خواهى * نمايندت همه اشيا كما هى
چون اشيا « كما هى » به نور تجلى ديده شود ، عالم در نظر عارف چون كتابى بود كه حقايق و دقايق و اسرار و معارف از آن مطالعه مىكنند . كتاب عرفانى مطابق كتاب آسمانى چنانچه ناظم - قدس سره - در اين قاعده تطبيق فرموده « 2 » :
به نزد آنكه جانش در تجلّيست * همه عالم كتاب حق‌تعالىست عرض اعراب و جوهر چون حروف است * مراتب همچو آيات و وقوف است « 3 »
به واسطه‌ى قيام عرض به جوهر ، چنانچه قيام حركات اعرابى به حروف ، و به سبب انتهاى اجزاى عالم به مراتب ، چنانچه انتهاى جمل كلامى به آيات و وقوف « 4 » . و تعريف عرض به آن كرده‌اند كه موجودى است كه چون در خارج يافت شود ، قايم به موضوعى باشد ، و تعريف جوهر به آنكه چون در خارج يافت شود ، « 5 » نه در موضوعى بود . از اعراب [ در ] اينجا حركات مسمّى به فتح و ضمّ و كسر مىخواهد ، و از حروف ، بيست و هشت حرف تهجى . و حركات ثلاث را به واسطه‌ى اظهار معانى
هامش
( 1 ) . پا : قوسين واحديّت و احديّت . ( 2 ) . دا : فرموده قاعده . ( 3 ) . پا : آيات وقوف . ( 4 ) . پا : آيات وقوف . ( 5 ) . پا : جمله‌ى « قايم به موضوعى باشد ، و تعريف جوهر به آنكه چون در خارج يافت شود افتادگى دارد . »