مىگويند كه جابلقا شهريست عظيم در جانب مشرق ، و امام حجت الاسلام ابو حامد « 1 » [ محمد غزالى ] در احياى علوم [ دين ] حديثى ذكر مىكند كه پيغمبر - صلى الله عليه و آله « 2 » و سلم - فرمود كه : « در جانب مشرق زمينى هست كه نور آن بياض آن است ، و خلقى در آنجا هستند كه نمىدانند كه شيطانى هست ، و آدمى موجود شده يا نشده . همه در طاعت بارىتعالى » .
همانا جابلقا اشارت است به آن معنى كه در حديث مذكور شده . و جابلسا همچنين شهريست عظيم در جانب مغرب ، در مقابلهى جابلقا . و از هر دو شهر ، عجايب بسيار و غرايب بىشمار ، در كتب قصص و حكايات و نوادر ، مسافران ياد كردهاند . و بعضى اشراقيان ، وجود آن دو شهر را حمل بر اعجوبات عالم مثال كردهاند . و مكاشفان صوفيه گويند كه :
جابلقا اشارت به مثال مقيد است ، و جابلسا اشارت به مثال مطلق . و از جهت ابتداى صور از مثال مقيد و انتهاى صور به مثال مطلق ، جابلقا را به مشرق و جابلسا را به مغرب نسبت دادهاند . از روى رمز ، يا خود خلق ، جابلقا اشارت به كمالات نفسانى انسانى است و خلق ؛ جابلسا اشارت به كمالات بدنى [ است ] ، و عكس نيز محتمل است . و بعضى گويند كه جابلقا « 3 » اشارت به خزينهى صور خياليه است ، و جابلسا « 4 » اشارت به خزينهى صور وهميه . چنانچه فرمود :
مشارق با مغارب را بينديش * چو اين عالم ندارد از يكى بيش
مشارق و مغارب كه در قرآن آمده است ، تعدّد آن يا به اعتبار تعدد كواكب است ؛ يا عام است مشارق انوار محسوسه و معقوله را . و اگر بعض محالّ صفات انسانى را نيز مشرق و مغرب گويند ، دور نيست ، « 5 » چه كوكب كلام بشرى از مشرق دهان فردى به مغرب گوش فردى مىرسد :
هامش
( 1 ) . پا : ( ابو حامد ) را ندارد .
( 2 ) . پا : ( و آله ) را ندارد .
( 3 ) . دا : به جابلقا .
( 4 ) . دا : به جابلسا .
( 5 ) . پا : گويند ، چه رين است .