تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
نفس به امور جزئيه . و همچنين اعم از هرچه در مقابل امورى مذكور شود كه تعبير از آن به نشئه‌ى اخرى رفت :

[ رمز سيمرغ و قاف ]

بگو سيمرغ و كوه قاف چبود ؟ * بهشت و دوزخ و اعراف چبود ؟
در بعضى تفاسير آورده‌اند كه سيمرغ كه عرب آن را عنقا خوانده نوع مرغى بود كه در زمان موسى - عليه السلام - در نواحى بيت المقدس جاى داشتند . جثه‌ى بزرگ و عنق طويل - كه در تسميه‌ى عنقا ملاحظه‌ى آن رفته - و از هر لون كه در هر نوعى از مرغان باشد ، در بال او موجود [ باشد ] . و از آن جهت پارسيانش سيمرغ نام كردند كه چون موسى - عليه السلام - وفات يافت ، به فرمان حق تعالى [ سيمرغان ] از آن ديار به كوهى انتقال كردند ، از نواحى حضرموت . و آنجا بر بعض حيوانات غلبه يافتند ، و صيد مىكردند . چون از وحوش و طيور صيدى نمىيافتند ، كودكان مىربودند . قوم آن ديار مضطر شدند . پيغمبرى حنظله‌نام - عليه السلام - در ميان ايشان بود . التجا به دعاى او كردند . دعا فرمود ، و آن مرغان برافتادند . اكنون از نوع آن در كوه قاف مىباشد ؛ آنكه به ذكر اهل قصص كوهى است گرد زمين برآمده ، و سر بر آسمان كشيده ، از زبرجد ، و سبزى هوا از عكس آن است . و درويشان از روى اشارت - هركس به مشرب خود - در سيمرغ و كوه قاف سخنى گويند . سيمرغ وجوديست شامل همه‌ى وجودات ، محمول بر تعينى بزرگتر از همه‌ى تعيّنات ، كه كوه قاف اوست . سيمرغ ، روح است ، و كوه قاف ، بدن . سيمرغ ، عشق است ، و كوه قاف ، دل . سيمرغ جامعيت انسانيت [ است ] ، و كوه قاف نشئه‌ى او . سيمرغ ، انسان كامل است ، و كوه قاف ، مرتبه‌ى تمكين او . بهشت ، سرابستان [ است ] و دوزخ ، آتش سوزان ، و اعراف سورى در ميان ؛ چنانچه در قرآن مذكورست . و هر طايفه به مقتضاى فهم و ذوق خويش اشارتى به هريك از آن كرده . عاقلان گويند : بهشت مرتبه‌ى تجرد نفس است كه سبب استيناس او مىشود با موجد او كه موجود اول است و حق