منزه ذاتش از چند و چه و چون * تعالى شأنه عمّا يقولون
[ كدامين فكر شرط راه است ]
سؤال :
كدامين فكر ما را شرط راه است ؟ * چرا گه طاعت گاهى گناه است ؟
چون سخن در اصل فكر به حد بيان رسيد ، و مطلقا نفى توسل به او در سلوك سبيل حق كرده نشد ، جاى آن است كه سايل سؤال كند كه :
اگر سالك به وسيلهى فكر راه رود ، چون فكر به اعتبار متعلق مختلف است ، كدام فكر شرط است كه به دو توسل جويند ، و حكمت چيست كه در لسان شرع ، فكرى مأمور به و طاعت است ، و فكرى منهى عنه و معصيت ؟
جواب :
در آلا فكر كردن شرط راه است * ولى در ذات حق محض گناه است
مىفرمايد كه شرط سلوك راه معرفت آن است كه در نشانهاى فعلى و وصفى حضرت حق تعالى فكر كنند ، و در نعمتهاى او تأمل نمايند تا از آن آلا و نعما به ستايش و ثناى واجب الوجود منتهى گردند . و در ذات اقدسش فكر نكنند ؛ چه فكر ، ترتيب « 1 » اموريست در ذهن از جهت تحصيل معرفت حقيقى « 2 » كه از آن امور فراهم آيد ، و اين معنى مستلزم كثرت است ، و در ذات بارى تعالى كثرت مجال ندارد ، و تصور آن وسوسهى شيطان و عين عصيان است . و در خبر آمده است كه : « تفكروا فى آلاء الله و لا تفكروا فى ذات الله » .
و اهل مكاشفه خود برآنند كه معرفت ذات واجب الوجود را احتياج به تحصيل نيست ، و كشف از بداهت اين معنى مبنى است ، و دانسته دانستن ، تحصيل حاصل مىشود ، و راجع به احالت ؛ چنانچه مىفرمايد كه « 3 » :
بود در ذات حق انديشه باطل * محال محض دان ، تحصيل حاصل
هامش
( 1 ) . پا : تربيت .
( 2 ) . پا : حقيقتى .
( 3 ) . دا : مىفرمايد ، بيت .