را ، بلكه جميع نفوس و عقول و ارواح و طبايع كه مدبّرات مكوّنات عالماند از جمله آثار تدبيرات حقّ و انوار تجلّيات جمال مطلقاند .
و بعضى غوامض اسرار كه آن را جز به قماط احتياط به انظار نظار جلوه نمىتوان داد شايد كه ارباب بصاير و ابصار را از فحاوى مطاوى اين ابيات منكشف شود و از مطلعاتش اطلاع بر آن حاصل آيد ، و ابيات اين است : « 1 »
اگرچه در پس چندين هزار پرده نهانى * به چشم عارف بينا چو آفتاب عيانى
جهان به نور تجلى تست زنده ازآنرو * همه جهان تن و تنها تو جان جمله جهانى
تو يوسفى و جهان عاشق تو همچو زليخا * كه دمبهدم ز تو يابد جهان پير جوانى
براى جلوهء حسنت برون شده همه اعيان * به سوى عالم صورت ز ملك غيب و معانى
به كبرياى تو اوهام ما چگونه برد پى * كه صد هزار مراتب برون ز حدّ گمانى
جمال حسن دلاراى خويشتن تو ببينى * كمال سلطنت و كبرياى خويش تو دانى
نشان دوست ببينى دلا ز انفس و آفاق * اگر غبار نشانت به آب ديده نشانى
حسين دامن همّت ز گرد كون برافشان * هلا چه بستهء اين خاكدان برگذرانى
فما دبّره إلّا به كتوقّف الولد على إيجاد الوالد ، و المسبّبات على أسبابها ،
هامش
( 1 ) - ابيات از مؤلف كتاب : عارف حسين خوارزمى است .