تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 1002

مساهمون:

ص١٠٠٢
و لذلك قال فى آدم الّذى هو البرنامج الجامع لنعوت الحاضرة الإلهيّة الّتى هى الذات و الصفات و الأفعال « إن اللّه خلق آدم على صورته » و ليست صورته سوى الحضرة الإلهيّة . فأوجد فى هذا المختصر الشّريف الّذى هو الإنسان الكامل جميع الأسماء الإلهيّة و حقائق ما خرج عنه فى عالم الكبير المنفصل ، و جعله روحا للعالم فسخّر له العلو و السّفل لكمال الصّورة . يعنى از بهر آنكه حقّ تعالى تدبير عالم هم به عالم كرد ، آدم را خليفه گردانيد بر عالم و تدبير عالم با او كرد ، و در حق آدم كه انموذج جامع است حضرت الهيّه را كه آن ذاتست و صفات و افعال ، گفت : « اللّه تعالى آدم بر صورت خود آفريد » و صورت حقّ جز حضرت الهيّه نيست كه حضرت اسماء و صفات است . پس ايجاد كرد درين مختصر شريف كه انسان كامل است جميع اسماى الهيّه را كه نسب ذاتيّه است و حقائق همهء آنچه را در عالم كبير است . بدان اعتبار كه عالم كبير منفصل است از اين انسان هم در اين انسان ايجاد كرد . اگرچه اجزاى عالم كبير چون سماوات و ارض و عناصر و معادن و نباتات و اصناف حيوانات در انسان با اين صور و اشخاصش وجود نيست ؛ ليكن به حسب حقائق و اعيانش كه قيام اين اشيا بدان حقائق است چون ارواح و نفوس ناطقه و منطبعه طبايع عنصريّه و صور جسميّهء ماديّه و قواى معدنيّه و نباتيّه و حيوانيّه و جواهر و اعراض بأسرها در انسان موجود است و حق تعالى اين انسان كامل را روح عالم ساخت و بلندى و پستى را مسخّر او گردانيد از براى كمال صورتى كه انسان بر آن مخلوق است تا بعضى در مخاطبهء او گفتند « 1 » بيت :
جهان را بلندى و پستى توئى * ندانم چه‌اى هرچه هستى توئى
هامش
( 1 ) - اين بعض جناب حكيم ابو القاسم فردوسى است ، و لكن در مخاطبه با حق تعالى شأنه فرموده است نه در مخاطبه با انسان ، چنان‌كه صدر المتألهين اين بيت را در فصل بيست و نهم مرحله ششم اسفار از فردوسى در بيان توحيد صمدى نقل كرده است . ( ج 1 - ط 1 رحلى چاپ سنگى - ص 194 ) : « و قال الفردوسى القدوسى في ديباجة كتابه : جهان را بلندى و . . . » .