شاهان جهان بندهء فرمان حسيناند * تا گفتهاى اى دوست كه تو بنده مائى « 1 »
كان رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم يبرز بنفسه للمطر إذا انزل و يكشف رأسه له حتّى يصيب منه و يقول إنّه حديث عهد بربّه
. فانظر إلى هذه المعرفة باللّه من هذا النّبى ما أجلّها و ما أعلاها و أوضحها . فقد سخّر المطر أفضل البشر لقربه من ربّه فكان مثل الرّسول الّذى ينزل إليه بالوحى .
يعنى عادت رسول صلى اللّه عليه و سلّم آن بود كه چون باران باريدى از خانه بيرون آمدى و سر مبارك بگشادى و تن شريف برهنه كردى تا باران به دو رسد ، و مىگفت اين حديث العهد است به پروردگار خود .
پس نظر كن معرفت اين رسول را كه چه بزرگ است و چه عالى است و چگونه واضح است ؛ پس مطر افضل بشر را مسخّر ساخت از براى قرب ربّ خويش . لاجرم گوئيا كه در حقّ نبى چون رسولى بود و ملكى كه حضرت حقّ با او ارسال وحى كرده بود ، چه كاملان در جميع آنچه ادراك مىكنند به حواس ظاهره معانيى درمىيابند كه از حضرت الهيّه در صور محسوسات به سوى ايشان نزول مىكند .
و بروز خواجه عليه السلام به سوى مطر اشارتست به تلقّى روح كامل بدانچه فائض مىشود بر وى و گشادن سر اشارتست به دور كردن موانع از ظهور حقائق و علوم ، و ايماء است بر آنكه محل ظهور معانى كلّيّه و جزئيّه دماغ است چنان كه محل حصول وجدانيات قلب است .
فدعاه بالحال بذاته فبرز إليه ليصيب منه ما أتاه به من ربّه .
پس مطر مىخواند رسول را به سوى خود به طريق حال ، و رسول ذو الجلال
هامش
( 1 ) - شعر از مؤلف كتاب حسين خوارزمى است ، و در ديوانش بدين صورت است :شاهان جهان بنده درگاه حسيناند * تا گفتهاى از لطف كه تو بنده مايى