تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 993

مساهمون:

ص٩٩٣
پس اوّل آنچه به طريق خطاب در مقام مكاشفه از حضرت محمديّه درين فص موسويّه به من رسيد اين معنى بود كه مذكور شد كه آن اتّحاد ارواح ابناى مقتولين و عود ايشان است در مادهء موسويّه . پس شيخ رضى اللّه عنه مأمور است به اظهار اين معنى و مأمور معذور است . بيت :
كى كنم هرگز بيان سرّى از آن * تا نيايد امر صاحب مركزان من چو نايم بىلب نائى خود * كى بنالم در بر هر نيك و بد
فما ولد موسى إلّا و هو مجموع أرواح كثيرة . پس متولّد نشد موسى مگر درين حال كه مجموع ارواح كثيره بود به اتحاد بعضى با بعضى ؛ و سرّ اين اتحاد را كاملى مىداند كه مطلع باشد بر كيفيت ظهور ارواح و معانى از حضرت علميّه در مراتب « جبروت و ملكوت » تا غايت بروز در صور مشهوده . جمع قوى فعّالة لأنّ الصغير يفعل فى الكبير ( بالكبير - خ ) . يعنى جمع كرده شد به منزلهء قواى فعّاله چه صغير در كبير اجراى فعل مىكند به تصرّف در وى . أ لا ترى الطّفل ( أنّ الطفل - خ ) يفعل فى الكبير ( بالكبير - خ ) بالخاصيّة فينزّل الكبير من رياسته إليه فيلاعبه و يزقزق له و يظهر له بعقله . يعنى نمىبينى كه طفل صغير عمل مىكند به خاصيّت در كبير ؟ لاجرم كبير از مقام كبريا و مرتبهء رياست و عظمت و علاء نزول مىكند و به ملاعبه او قيام نمايد و به مرتبهء دانش او فرومىآيد و به زبان او سخن مىگويد . آرى بيت :
بهر طفل نو پدر تىتى كند * گرچه عقلش هندسهء گيتى كند از پى تعليم آن بسته دهن * از زبان خود برون بايد شدن « 1 »
هامش
( 1 ) - دو بيت از دفتر ثانى مثنوى معنوى عارف رومى است .