تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 991

مساهمون:

ص٩٩١
شود به قتل او قيام نمايند و صدور اين حكم ازو به واسطهء حذر بود از قضا و قدر ؛ و نمىدانست كه لا مردّ لقضاء اللّه و لا معقّب لحكمه . و قتل اين ابناء سبب اجتماع اين ارواح گشت و واسطهء انضمام او شد با روح موسى عليه السلام و رابطهء اتحاد گشت در عالمش چون اتحاد قطرات امطار با بحر زخار ، و انوار كواكب با نور شمس در نهار . و اين قتل بازداشتن بود از تفرّق و انبثاث ازو به تعلق بدنى و انغمار در عالم طبيعت . اما بعد از تهيّؤ ظهور كمالات مقدّره لاجرم روح موسى با ايشان قوّت يافت و مجتمع شد در او خواص ايشان و چون انضمام انوار سرج متعدّده با نور سراجى عظيم در انارت سراى وجود و معتضد گشت به قواى ايشان ، و اين همه فضل و اختصاص الهى بود در حقّ موسى و تأييد و امداد بود بدين ارواح چون امداد حقّ او را به ارواح سماويّه و قواى نيّرات ناظره به طالعش . پس چون تعلّق يافت روح موسوى به بدنش اين ارواح با ارواح سماويه معاضدت نمودند در امداد حيات و قوّت و نصرت و به هرچه مهيّا بود ايشان را از كمالات . چون اين مقالات معلوم شد رجوع مىكنيم به مقصود و مىگوئيم : حكمت در قتل ابناء بر دست فرعون آنست كه ارواح ايشان عود به روح موسى كنند و امداد او كنند در غلبه كردن بر فرعون و قومش . پس هرك را موسى گفتند و كشتند روح او به سوى روح موسى بازگشت و به مدد او برخاست در هلاك فرعون تا مجازات و قصاص كه وجود را ازو چاره نيست حاصل آيد . و چون فرعون ايشان را از براى آن مىكشت كه موسىاند ؛ و موسى نبودند و شخصى از براى ديگرى كشته نمىشود كه
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى *
و فاعل حقيقى عليم خبير است و مجهول نيست او را آنچه در وجود جارى است و نمىكند مگر آنچه حكمت در فعل اوست . پس قتل كردن ابناء در مادهء فرعونيّه بنا بر آنكه موسىاند از براى علم او بود در ازل كه اين ارواح مجتمع خواهند شد با روح موسوى در هلاك فرعون ، پس اينجا