تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
كرد و چون شبحى كه او را روح نباشد يا آينه كه جلا نيافته بود اقتضا كرد امر الهىّ جلاى مرآت عالم را تا آنچه مقصود است از آينه عالم آن ظهور اسرار الهيّه است كه مودع است در اسما و صفات ، به حصول پيوندد . و مظهر جميع اين اسرار انسان است از روى اجمال و تفصيل « 1 » . پس آدم به معنى انسان كامل عين جلاى اين آينه و روح اين صورت آمد چه عالم به وجود او تمام شد و اسرار و حقايقش به ظهور پيوست . و نزد ارباب تحقيق محقق است كه در عالم هيچ موجودى نيست غير انسان كه ظاهر شده باشد او را حقيقت او و حقيقت غير او بدان حيثيّت كه بداند كه عين احديّت است كه ظهور يافته است و عين حقايق گشته . و حضرت الهى بدين اختصاص كه انسان راست در كمال معرفت حقيقت اشارت مىكند كه :
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ
« 2 » يعنى ما عرض كرديم امانت شناخت حقيقت را بر اهل سماوات و ارض ، يعنى بر ملكوت و جبروت آنها ، پس ابا كردند و از حمل اين‌بار بگريختند و با وجود آن تشنگى آب بقا بر خاك ريختند ، از آن روى كه استعدادات ايشان به تحمل آن وافى نبود
وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا
و انسان در حمل اين امانت تجاسر نمود و گفت : بيت
هامش
( 1 ) - اجمال به حسب صورت ، و تفصيل بحسب معنى . يا اجمال در انسان صغير ، و تفصيل در انسان كبير ، و قيد صورت بدين جهت است كه انسان به حسب مرتبه عالم كبير است ، و عالم به حسب درجه انسان صغير . و در شرح و ترجمه متن بعد عبارت قيصرى اين است : « فالانسان عالم صغير مجمل صورة ، و العالم انسان كبير مفصّل . و انما قيدت صورة لان الانسان هو العالم الكبير مرتبة ، و العالم هو الانسان الصغير درجة لأن الخليفة مستعلية على ما استخلف عليه » . و ترجمه خوارزمى اين است : پس انسان عالم صغير مجمل است از روى صورت ، و عالم انسان كبير مفصّل . امّا از روى مرتبه انسان عالم كبير است ، و از روى درجه عالم انسان صغير از آنكه خليفه را استعلاست بر مستخلف عليه . ( 2 ) - بنابراين تفسير مراد از امانت مظهريت به جميع اسماء و صفاتست كه توحيد خاصّى است . نكته 727 كتاب ما هزار و يك نكته اشارتى در بيان كريمه انا عرضنا الامانة است .