تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 970

مساهمون:

ص٩٧٠
أو يصادف غرض الحيوان انقاد مذلّلا لما يريده منه ، كما ينقاد الإنسان مثله لأمر فيما رفعه اللّه به - من أجل المال الّذى يرجوه منه - المعبّر عنه فى بعض الأحوال بالأجرة . يعنى نظر كن إله خود را كه هرآينه بسوزانم او را و خاكسترش در دريا اندازم از آنكه حيوانيت انسان را تصرف است در حيوانيّت حيوان ، از براى آنكه حقّ سبحانه و تعالى حيوان را مسخر انسان ساخته است به تخصيص كه اصل عجل حيوان نبود ، لاجرم قبول تسخير در وى بيشتر باشد از آنكه غير حيوان را ارادت نيست تا از حكم و ارادت انسان امتناع و سركشى تواند كرد ، بلكه او در حكم آن‌كس است كه در وى تصرّف مىكند بىابا و امتناع ؛ و اما حيوان را اراده هست و غرضى دارد گاهى ازو إباء واقع مىشود در بعضى تصرّفات . پس اگر در حيوان قوّت اظهار غرض خود باشد سركشى مىكند و انقياد نمىنمايد ، و اگر قوّت اظهارش نباشد يا غرض او موافق غرض متصرّف باشد انقياد مىكند و رام مىگردد ، همچنان‌كه انسان مثل خود را از مردم انقياد مىنمايد از براى موافقت غرض ، يا از براى امرى كه حق تعالى آن‌كس را بدان اختصاص داده است چون علم و جاه و منصب از براى مالى كه از او اميد حصول و رجاى وصول دارد كه در بعضى احوال اجرتش خوانند . فى قوله
وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا
فما يسخّر له من هو مثله إلّا من حيوانيّته لا من إنسانيّته . يعنى انقياد انسان مثل خود را و رفع بعضى بر بعضى منصوص است در قول حقّ سبحانه و تعالى كه مىفرمايد حق تعالى بعضى شما را بر بالاى بعضى درجات روزى كرد تا بعضى بعضى را مسخّر تواند كرد ، و معلوم است كه انسان مثل خود را مسخّر نمىشود مگر به حسب حيوانيّتش پس مسخّر انسانيّت است و مسخّر حيوانيّت . فإنّ المثلين ضدّان ، فيسخّره الأرفع فى المنزلة بالمال أو بالجاه بإنسانيّته و يتسخّر له