تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 967

مساهمون:

ص٩٦٧
چو در مجلس آيم شرابست و نقل * چو در گلشن آيم بود عبهر او چو در كان روم او عقيق است و لعل * چو در بحر آيم بود گوهر او چو در دشت آيم بود روضه او * چو در چرخ آيم بود اختر او چو وا صدر آيم بود صدر او * چو از غم بسوزم بود مجمر او چو در رزم آيم بود او قتال * بود سر نگهدار و سر لشكر او چو در بزم آيم بود او نشاط * بود ساقى و مطرب و ساغر او چو نامه نويسم بر دوستان * بود خامه و كاغذ و محبر او چو بيدار گردم بود هوشم او * چو خوابم بيايد به خواب اندر او تو هر صورتى كه مصوّر كنى * چو نقاش و خامه بود بر سر او تو چندانكه برتر نظر مىكنى * از آن برتر تو بود برتر او
پس موسى هارون را عليهما السلام تربيت مىكرد در باب كمالات علميّه . و بدانكه اين كلام اگرچه از روى ولايت و باطن حق باشد اما از حيثيّت نبوّت و ظاهر صحيح نيست از آنكه انكار عبادت ارباب جزئيّه نبى را واجب است ، چنان كه واجب است بر وى ارشاد امّت به سوى حقّ مطلق . و لهذا جميع انبياء عبادت اصنام را انكار كردند ، اگرچه از روئى مظاهر هويّت الهيّه‌اند . « 1 » و انكار
هامش
( 1 ) - ترجمه عبارت قيصرى است كه فرمود : « و اعلم أن هذا الكلام و ان كان حقا من حيث الولاية و الباطن ، لكن لا يصحّ من حيث النبوة و الظاهر فانّ النبيّ يجب عليه انكار العبادة للأرباب الجزئية كما يجب عليه ارشاد الأمة الى الحق المطلق ، لذلك أنكر جميع الأنبياء عبادة الأصنام و إن كانت مظاهر للهوية الإلهيّة . . . » ( ط 1 - ص 437 ) . مطلب فوق در فرق ميان معرفت توحيد صمدى در شهود مظاهر به حسب باطن ولايت ، و معرفت سرّ ارشاد انبياء امت را به سوى حق مطلق به حسب ظاهر نبوّت و صورت شريعت ، بسيار گرانقدر و ارزشمند است . و همه كاملان در علم و عمل همين‌گونه گفته‌اند ، و اگر نظم و نثرى از عارفان به حق در مدح مظاهر آمده است به لحاظ معرفت به توحيد صمدى است ، فافهم . عارف رومى در دفتر ششم مثنوى معنوى چه نيكو فرموده است :زين قدحهاى صور كم باش مست * تا نگردى بت‌تراش و بت‌پرست-