واقع شود بر حق عزّ شانه و عمّ سلطانه . « 1 »
فالعالم كلّه مسخّر بالحال من لا يمكن أن يطلق عليه أنّه مسخّر . قال تعالى
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
.
يعنى مسخّر است به حال آن را كه اسم مسخّر بر وى اطلاق كردن ممكن نيست . حقّ سبحانه مىگويد كه هر روز خداى در شأنى [ است ] « 2 » اين جز شئون عباد او نيست .
و از اينجا گمان برده نشود كه غيرى مسخّر اوست بلكه هرچه اسم غير بر او اطلاق كرده مىشود از حيثيّت وجود و حقيقت عين حق است چنان كه بارها گذشت . و اگرچه از روى تقيّد و تعيّن مسمّا است به غير ، پس هم حقّ مسخرست نفس خود را به حسب شئون و تجلياتش نه غير او .
هامش
( 1 ) - عبارت قيصرى اين است : « فاذا قام أحد بذلك للّه لا لغرض لنفسه وقع اجره على اللّه » ( ط 1 ص 440 ) يعنى پس چون احدى بدان قيام نمايد براى خدا نه از براى غرض نفس خويش اجر او بر حق واقع شود .
( 2 ) - ترجمه كل يوم هو فى شأن است . بدان كه يوم ظهور و بروز است و ليس عند ربك صباح و لا مساء .
در معنى يوم و ليل يعنى روز و شب در كتاب عظيم الشأن « انسان و قرآن » به تفصيل مستوفى بحث و تقرير و تحرير نمودهايم ، و دربند هفدهم « دفتر دل » بدان اشارتى نمودهايم كه :وجود اندر نزول و در صعودش * به ترتيب است در غيب و شهودش
نزول اندر قيود است و حدود است * صعود اندر ظهور است و شهود است
خروج صاعد از ظلمت به نور است * كه يوم است و هميشه در ظهور است
چو صاعد دمبهدم اندر خروج است * پس او ايام در حال عروج است
چو عكس صاعد آمد سير نازل * ليالى خوانيش اندر منازل
بسى شبها كه در طول وجود است * شب اينجا نمودى از حدود است
ليالى اندر اينجا همچو اشباح * ليالى اندر آنجا همچو ارواح
چنانكه روز رمزى از ظهور است * ظهور است هركجا مصباح نور است
شب قدر اندر اين نشئه نمودى * بود از ليلة القدر صعودى
مر انسانى كه باشد كون جامع * شب قدر است و يوم اللّه واقع