پس مسخّر در درجهء مسخّر نيست بلكه مسخّر در درجهء ادنى است و مرتبهء اسفل ، پس تسخير به سبب تفاوت درجات واقع مىشود .
و تسخير بر دو قسم [ است ] :
تسخيريست كه مراد مسخّر است كه قاهر است در تسخيرش شخص مسخّر را چون تسخير سيّد مر عبد خود را ، اگرچه در انسانيّت مثل اوست ؛ و چون تسخير سلطان رعاياى خويش را اگرچه در انسانيّت امثال اويند . پس تسخير كردن ايشان به سبب درجه است .
و قسم دوم تسخير بالحال است چون تسخير رعايا ملك را كه قائم است به امر ايشان و به دفع مضرّت و حمايت ايشان ، قيام مىنمايد و به قتال اعادى حفظ اموال و انفس ايشان مىكند و اين تسخير بالحال است كه رعايا به مقتضاى حال خويش سلطان خود را تسخير كردهاند و اين تسخير على الحقيقة مسمّاست به تسخير مرتبه .
فالمرتبة حكمت عليه بذلك . فمن الملوك من سعى لنفسه ، و منهم من عرف الأمر فعلم أنّه بالمرتبة في تسخير رعاياه ، فعلم قدرهم و حقّهم ، فآجره اللّه على ذلك أجر العلماء بالأمر على ما هو عليه و أجر مثل هذا يكون على اللّه فى كون اللّه فى شئون عباده .
پس مرتبهء رعيّت بر سلطان به اين امور مذكوره از قيام به امر ايشان و حمايت و قتال اعادى و غير آن ، پس بعضى از ملوك سعى از براى نفس خويش مىكند و نمىدانند كه مرتبهء رعيت ايشان را تسخير كرده برين امور داشته است و بعضى مىدانند كه رعايا از روى مرتبه تسخير ملوك كردهاند لاجرم اينچنين ملك عارف قدر ايشان را داند و حقوق بهجاى آرد . پس حقّ سبحانه و تعالى ايشان را اجر آن علماء دهد كه عارف بر حقيقت امراند . و اجر مثل اين بر بارى تعالى باشد از براى آنكه حقّ است كه قائم است به شئون عباد خويش و قضاى حوائج ايشان ، پس چون احدى بر اين قيام نمايد نه از براى غرض نفس خويش هرآينه اجر او
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 972
مساهمون: حسين بن حسن خوارزمي
ص٩٧٢