تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 932

مساهمون:

ص٩٣٢
و الّذى حكم به العقل صحيح مع التّحرير فى النّظر ؛ و آنچه حكم مىكند عقل بدان صحيح است با تحرير نظر يعنى چون مكاشف [ نظر ] خود را محرر سازد « 1 » در آنچه حكم مىكند به عقل آن حكم را صحيح مىيابد زيرا كه ذات علت و وجودش درحالىكه مجرد باشد از عليّت سابق است بر وجود معلول و ذاتش به سبق ذاتى نه زمانى . پس اگر وجود معلول و ذاتش علت عليّت باشد هرآينه اين سبق ذاتى باطل شود ، و هم دور لازم آيد از براى توقف وجود هريكى در خارج بر وجود ديگرى . اين وقتى است كه وجود هريك را مجرّد از عليّت و معلوليّت اخذ كنيم . اما هرگاه كه اين هر دو را به صفتين اخذ كنيم چاره نيست از توقف هريكى بر ديگرى . و غايته فى ذلك أن يقول إذا رأى الأمر على خلاف ما أعطاه الدّليل النّظرىّ ؛ إنّ العين بعد أن ثبت أنّها واحدة فى هذا الكثير ، فمن حيث هى علّة فى صورة من هذه الصّور لمعلول ما ، فلا تكون معلولة لمعلولها ، فى حال كونها علّة ، بل ينتقل الحكم بانتقالها فى الصّور ، فتكون معلولة لمعلولها ، فيصير معلولها علّة لها . هذا غايته إذا كان قد رأى الأمر على ما هو عليه ، و لم يقف مع نظره الفكرىّ . و غايت دانش عقل آنست كه چون مشاهده كند امرى را بر خلاف مقتضاى نظر عقلى بل بر نهجى بيند كه امر بر آنست چنان كه اعطا مىكند تجلّى مر مكاشف را از براى توجيه مشاهدهء خويش گويد كه عين بعد از آنكه ثابت شد وحدت او يعنى بعد از تسليم آنكه ذات ظاهره درين صور كثيرهء واحده است . پس اين علّت است
هامش
( 1 ) - عبارت قيصرى اين است : « إذا حرّر المكاشف نظره في ما حكم به العقل . . . » ( ط 1 - ص 424 ) ؛ غرض اينكه در نسخه‌هاى كتاب ترجمه و شرح خوارزمى ، كلمه « نظر » نيامده است . و در بعضى از آن نسخه‌ها عبارت بدين صورت است : « چون مكاشف خود را محرّر سازد » ؛ و در بعضى از آنها بدين صورت است : « چون مكاشف وجود را محرّر سازد » كه هر دو نسخه تحريف شده است ، و عبارت صحيح همان است كه اختيار كرده‌ايم ، يعنى : « چون مكاشف نظر خود را محرّر سازد . . . » .