تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 927

مساهمون:

ص٩٢٧
نمىشود ناظر را مگر حقيقت آن اسم . فهكذا هو الأمر إن فهمت . يعنى شأن الهى در تجلّيات و ظهوراتش همچو شأنى است كه در مرآت بيان آن به تقديم رسيد اگر به ذوق دريافته باشى آنچه را اشارت بدان لاحق شد كه ذات غير مدركه است و هيچ صورت در وى من حيث هى هى نيست و حال اينكه او مظهره است جميع صور عالم را . فلا تجزع و لا تخف فإنّ اللّه يحبّ الشجاعة و لو على قتل حيّة . يعنى مترس و جزع مكن هنگام احتجاب از شهود نفس خويش و خائف مباش در حالت اقدام و طلب شهود حقيقت خود از فناء . بيت :
نيست شو تا هستيت از پى رسد * تا تو هستى هست در تو كى رسد تا نگردى محو در ذل فنا * كى رسد اثباتت از عزّ بقا
ترسنده مباش كه حق تعالى شجاعت را دوست مىدارد ، و اعلى مراتب شجاعت افناى نفس و ذات خويش است با جميع صفات و افعالش در عين ذات و صفات و افعال حق از براى اينكه اين‌چنين شجاعت مستلزم عين بقاى جاودانى است و مستوجب تحقّق به وجود محض حقّانى . و ليست الحيّة سوى نفسك . و الحيّة حيّة لنفسها بالصّورة و الحقيقة . و الشّىء لا يقتل عن نفسه . « 1 » و إن أفسدت الصّورة فى الحسّ فإنّ الحدّ يضبطها و الخيال لا يزيلها . يعنى ذات حيّه زنده است به نفس خويش و ذات او باقيه است به صورت نوعيّه و حقيقت كلّيّه‌اش و چيزى فانى نمىشود از نفس خويش و اگر فساد نيز بر وى
هامش
( 1 ) - كلامى بسيار منيع است ، و جناب صدر المتألهين در پايان فصل شانزدهم منهج دوم مرحله نخستين اسفار كه فرمايد : « ذيل : كل ممكن لحقه الوجود و الوجوب لغيره . . . » ناظر به اين تحقيق عرشى شيخ اكبر است . و نگارنده را نيز تحقيقى در اين مقام است كه در تعليقه‌اى بر اسفار تحرير كرده‌ايم . به صفحه 360 - ج 1 - بتصحيح و تعليق راقم رجوع شود .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 927 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى