تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 915

مساهمون:

ص٩١٥
و برعكس نيز همچنين . و از براى اين معنى شيخ مىگويد چون كلا الوجهين حقيقت است درين كلام قائل شديم به تشبيه در عين تنزيه از آنكه هويّت حقّ منزّه است كه ظاهر است در صورت رسل مشبهه ، و هويّت ظاهره در صورت مشبّهه است كه منزهه است در مرتبهء « احديّت » . و بعد أن تقرّر هذا فنرخى السّتور و نسدل الحجب على عين المنتقد و المعتقد ، و إن كانا من بعض صور ما تجلّى فيها الحقّ . يعنى بعد از آنكه مقرر شد كه تنزيه خالى از تشبيه نيست و بالعكس ، ارخاى ستور مىكنيم و اسدال حجب بر ديده منتقد كه محقّق است و خلاصهء معانى و حقائق را مىداند به كشف و عيان ؛ يا به نظر و برهان و بر ديدهء معتقد كه او مؤمن است به اهل حقائق و عرفان اگرچه منتقد و معتقد از بعضى مظاهراند كه حقّ در ايشان متجلّى است . و لكن قد أمرنا بالسّتر ليظهر تفاضل استعداد الصّور ، فإنّ المتجلّى فى صورة به حكم استعداد تلك الصّورة ، فينسب إليه ما تعطيه حقيقتها و لوازمها و لا بدّ من ذلك . يعنى ما مأموريم به ستر تا ظاهر شود تفاضل استعدادات در مظاهر ، لاجرم ، بيت :
زان روى ما و ياران كرديم عهد با هم * پنهان كنيم سرّ را پيش افكنيم سر را ما نيز مرد مانيم ، نى كم ز سنگ كانيم * بىزخمهاى ميتين پيدا نكرده زر را ديوار گوش دارد آهسته‌تر سخن كن * اى عقل نام بر زو ( بام بررو - خ ) و اى دل بگير در را
زيرا كه واقع نمىشود مگر به حسب استعداد آن عين ، پس معلوم مىگردد