اسرار آيات خويش . بيت :
اى گشته مبادى همه در ذات تو طى * خود جمله توئى و نيست بيرون ز تو شىء
چون سرور كائنات لا احصى گفت * پس جز تو كسى ترا كجا داند و كى
ثمّ جاءت الشّرائع كلّها بما تحكم به الأوهام . فلم تخل الحقّ عن صفة يظهر فيها .
كذا قالت ، و بذا جاءت . فعلمت الأمم على ذلك فأعطاها الحقّ التّجلى فلحقت بالرّسل وراثة ، فنطقت بما نطقت به رسل اللّه .
و همه شرائع مطابق حكم اوهام وارد شد ، پس إخلاء نكرد حقّ را از صفتى كه حقّ درو ظاهرست و اين عين تشبيه است . شرائع همچنين گفت و برين وجه آمد ، پس امّت نيز به مقتضاى اين دانستند ، پس حقّ تجلّى كرد بر ايشان بدين صفات كه موجب تشبيه است ، پس امم از روى وراثت لاحق شدند به رسل ، پس ناطق شدند بدانچه رسل اللّه ناطقاند بدان از تنزيه و تشبيه .
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
فاللّه أعلم موجّه له وجه بالخبريّة إلى رسل اللّه ، و له وجه بالابتداء إلى
أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
. و كلا الوجهين حقيقة فيه ، و لذلك ( فلذلك - خ ) قلنا بالتّشبيه فى التّنزيه و بالتّنزيه فى التّشبيه .
چون امّت را به حكم وراثت ملحق به رسل ساخت و گفت ايشان ناطقاند به آنچه رسل اللّه بدان ناطقاند ، ادراج كرد قول حق سبحانه و تعالى را كه مىفرمايد
وَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ . اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
تا بيان كند تنزيه و تشبيه را در وى به اينكه گفت اللّه از روى اعراب موجّه است به وجهين خبريّت و ابتداء . اما خبريّت از رسل اللّه زيرا كه قول او سبحانه كه
لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ
كلام تامّ است از آنكه مفعولى كه قائم مقام فاعل است ضميريست عائد به رسول ؛ يعنى ايمان نمىآريم تا آورده