تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 911

مساهمون:

ص٩١١
و نزّهت فى التّشبيه بالعقل . فارتبط الكلّ بالكلّ ، فلا يمكن أن يخلو تنزيه عن تشبيه و لا تشبيه عن تنزيه . پس وهم سلطان اعظم است درين نشأت صوريهء كاملهء انسانيّه ، و شرائع منزله نيز برين نهج وارد شده است ، پس تشبيه كرده است در مقام تنزيه به وهم ، يعنى به لسان وهم . چه وهم اعطاء نمىكند مگر ادراك معانى جزئيّه را در صور حسيّه . پس او تصور مىكند موجودى در خارج مشخّص و مفارق از غيرش ؛ و منزّه ازين كه جسم باشد و جسمانى ؛ و مبرّى از آنكه زمانى بود يا مكانى . و اين عين تشبيه است در مقام تنزيه ؛ و تنزيه مىكند شرائع در مقام تشبيه به لسان عقل . چه عقل تجريد مىكند معانى كلّيّه را از غواشى حسيّه‌اى كه وهم بدان تشبيه مىكند . پس مرتبط شد كلّ به كلّ يعنى رابطه قوى گشت در ميان تشبيه و تنزيه . پس ممكن نيست كه خالى باشد تنزيهى از شائبهء تشبيه ، و متصور نى كه مبرّى بود تشبيهى از غائله تنزيه ، از آنكه هرچه از نقائص كه تنزيه حقّ از آن واجب دانى از ثبوت آن چاره نيست هنگام ظهورش به مراتب كونيّه ؛ و اين تشبيه است . و هرچه بدان تشبيه كنى و به اثبات آن قيام نمائى از كمالات ، آن نيز منفى است از او در مرتبهء احديّتش و اين تنزيه است و حضرت حقّ همچنان‌كه از تعريف و تشبيه تو مبرّى است از تنزيه و تقديس تو نيز معلّى است . قال اللّه تعالى
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
فنزّه و شبّه ، پس حقّ سبحانه و تعالى درين قول كه مىگويد هيچ [ چيز ] مثل او نيست ، هم تنزيه كرده است و هم تشبيه : امّا تنزيه ظاهر است از آنكه بر تقدير زياده بودن كاف نفى مماثلت كرده است و بر تقدير عدم زياده نيز مطلوب لازم مىآيد از آنكه نفى مماثلت از مثل موجب نفى مماثلت است از نفسش به طريق اولى . و اما تشبيه از براى آنست كه اثبات كرد او را مثل و نفى مماثلت از آن مثل