تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 909

مساهمون:

ص٩٠٩
و انفلاق جبل و مشاهدهء فرس نارى در عالم مثالى بود . پس در واقعه چنين مشاهده كرد كه از جبل لبنان كه از جبال شام است فرسى بر هيئات ناريه مكمل با جميع آلات بيرون آمد و او عليه السلام بر نشست ( بر او نشست ظ ) ؛ و شك نيست كه هرچه متمثّل شود در عالم مثالى صورتى است از صور . و معنىاى است از معانى روحانيّه ، و حقيقتى است از حقائق غيبيّه ، و لهذا تأثير كرد در حيوانيّت او تا شهوتش ساقط گشت ، و قواى روحانيّه بر وى غالب شد تا غايتى كه عقل مجرّد شد بر صورت انسان و عروج بر فلك چارم كرد و نزول چون عيسى او را ميسّر گشت و اين به حسب تأثير لطافت است نه به طريق تناسخ كه آن مذهب باطل است . و بعضى در تأويل واقعهء ادريس گويند : جبل جسمانيّت او بود و انفلاق انفراجش از غواشى تعلّقات ؛ و فرس حيوانيّه و نارى بودنش حرارت شوق و استيلاى نور قدس بر وى ، و آلاتش ناريّه بودن عبارت از تكامل اخلاق و قوايش . و در اينجا نظريست در شرح قيصرى مذكور . فكان الحقّ فيه منزّها ، فكان على النّصف من المعرفة باللّه ، فإنّ العقل إذا تجرّد لنفسه من حيث أخذه العلوم عن نظره ، كانت معرفته باللّه على التّنزيه لا على التّشبيه . پس حق در مقام عقلى منزه باشد ، پس الياس را از معرفت اللّه ادراك نصفى باشد از آنكه عقل چون اخذ علوم بطريق نظرش متجرد شود معرفت او حق را بر طريق تنزيه باشد نه به طريق تشبيه . از آنكه هيچ مدركى ادراك چيزى نمىكند مگر به حسب آنچه از آن چيز در وى هست چنان كه در قواعد تحقيق مقرّر است . و مقام عقل تنزيه ربّ است ، و لهذا ملائكه گفتند
وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ
پس بر نصف باشد از معرفت . و إذا أعطاه اللّه المعرفة بالتّجلّى كملت معرفته باللّه ، فنزّه فى موضع و شبّه فى موضع .