شود رضا حاصل گردد . و شيخ - قدّس اللّه سرّه - اگرچه درين قول به عنايت الهى صاحب يقين است اما از براى الزام حجّت بر اهل حجاب فرمود كه « فإن كان كما قلنا » چنان كه امير المؤمنين كرم اللّه وجهه ، با آنكه
« لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا »
كاشف حال اوست در بعضى اشعار خويش مىفرمايد :
قال المنجّم و الطّبيب كلاهما * لن تحشر الأجساد قلت إليكما
إن صحّ قولكما فلست بخاسر * او كان قولى فالخسار عليكما « 1 »
الزام خصم به تسليم بعض مقدماتش طريق معهود اهل كمال است .
فمن غضب فقد تأذّى ، فلا يسعى فى انتقام المغضوب عليه بإيلامه ( بانتقامه - خ ) إلّا ليجد الغاضب الرّاحة بذلك ، فينتقل الألم الّذى كان عنده إلى المغضوب عليه . و الحقّ إذا أفردته عن العالم يتعالى علوا كبيرا عن هذه الصّفة على هذا الحدّ . و إذا كان الحقّ هويّة العالم ، فما ظهرت الأحكام كلّها إلّا منه و فيه .
يعنى غاضب و منتقم غضب نمىكند و انتقام نمىكشد مگر از براى وجدان راحت بدين انتقام تا انتقال كند المى كه نزد اوست ، به مغضوب عليه .
و حقّ سبحانه و تعالى از حيثيت ذات و انفرادش از عالم غنى است از عالمين و متعالى ازين صفت . و ازين روى كه هويّت عالم عين هويّت حقّ است ظاهر نمىشود همه احكام رضا و غضب مگر از حقّ و در حقّ .
[ پس ] اگر به خاطر تو خطور كند كه اين كلام مبنىّ است بر آنكه غضب و انتقام
هامش
( 1 ) - اين دو بيت در ديوان منسوب به امام امير المؤمنين على عليه السلام است ، اسناد ابيات ديوان ياد شده به امام على عليه السلام خالى از دغدغه نيست . بسيارى از اشعار ديوان از شعرائى است كه فرمودههاى آن جناب را به نظم درآوردهاند ، و برخى از آنها را به نحو تمثّل به زبان آورده است ، و اشعارى از آن گفته على بن ابى طالب قيروانى است كه اشتراك لفظى در اسم موجب اسناد آنها به امام شده است . نگارنده بسيارى از گويندگان اشعار ديوان را با ذكر مآخذ در مجلد اول تكمله منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة از ص 306 تا ص 313 ، و در مجلد سوم آن از ص 62 تا 65 ط 1 نام برده است .