چنان كه اگر مزاج فاكهه يا لبن يا غير اين متغير شود گويند عفونت در وى اثر كرد .
و اين ميل به نسبت با جناب حقّ سبحانه و تعالى مسمّى است به ارادت از براى آنكه ارادت كه مخصّص و مرجّح است در ممكنات جانب وجود يا عدم را ، و تخصيص و ترجيح عين ميل است به يكى از دو حكم كه به نسبت با ذات ممكن متساوىاند . و چون تكوين حاصل نمىشود بىميل ، لاجرم اعتدال حقيقى بين الشيئين ممكن نباشد و وقوعش متصوّر نشود .
و بدانكه اعتدال و عدم او به نسبت با مركب است از دو چيز متغاير ؛ و ميان وجود و عدم تركّب نيست تا اعتدال يا عدمش اعتبار كرده شود . امّا غرض شيخ ازين كلام اثبات آنست كه تحقّق وجود عامل از ميلى است كه مسمّاست به ارادت ، پس دائم ميل در عالم متحقّق است ؛ خواه مائل بسيط باشد و خواه مركب ؛ و با وجود ميل اعتدال ممكن نى ، چه اعتدال متصوّر نيست مگر وقتى كه چيزى بر وجهى مركّب باشد كه هيچ جز وى از اجزاى او بر جزوى ديگر به حسب كميّت و كيفيّت زياده نباشد .
و قد ورد فى العلم الإلهىّ النّبوىّ اتّصاف الحقّ بالرّضا و الغضب ، و بالصّفات .
و الرّضا مزيل للغضب ، و الغضب مزيل للرّضا عن المرضىّ عنه و الاعتدال أن يتساوى الرّضا و الغضب ؛ فما غضب الغاضب على من غضب عليه و هو عنه راض . فقد اتّصف بأحد الحكمين فى حقّه و هو ميل . و ما رضى الحقّ عمّن رضى عنه و هو غاضب عليه ؛ فقد اتّصف بأحد الحكمين فى حقّه و هو ميل .
يعنى وارد شد در علم الهى نبوى اتّصاف حق به رضا و غضب و سائر صفات متقابله ؛ و رضا مزيل غضب است از مغضوب عليه و غضب مزيل رضا از مرضى عنه ؛ و اعتدال به تساوى رضا و غضب بود . پس غاضب غضب نمىكند بر مغضوب عليه در آن حال كه ازو راضى باشد . لاجرم متّصف شد باحد الحكمين در حقّ او ؛ و اين جز ميل نيست . و حق راضى نمىشود از هركه راضى مىشود در آن حال كه بر وى غاضب باشد ؛ پس متّصف شد در حقّ او
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 857
مساهمون: حسين بن حسن خوارزمي
ص٨٥٧