تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 858

مساهمون:

ص٨٥٨
بأحد الحكمين ؛ و اين نيز ميل است . پس در رضا و غضب نيز اعتدال متصوّر نشود ؛ و اين به نسبت با قوابل است . امّا به نسبت با اعيان اين صفات حاصله در جناب الهى و حضرت اسمائيّه چنين نيست ، چه آن « مقام جمع » است و يكى را بر ديگرى غلبه نيست اگرچه بعضى بر بعضى سابق باشد چون سبق رحمت بر غضب . و إنّما قلنا هذا من أجل من يرى أنّ أهل النّار لا يزال غضب اللّه عليهم دائما أبدا فى زعمه فما لهم حكم الرّضا من اللّه فصحّ المقصود . يعنى بگفتيم كه حكم رضا متعلّق نمىشود بر آنكه حكم غضب برو متعلّق [ مىشود ] و بالعكس ؛ مگر از روئى بنا بر زعم اهل حجاب كه مىگويند كه غضب از اهل نار زائل نمىشود ؛ و حكم غضب ابدا بر ايشان جارى است و متعلّق نمىشود بر ايشان حكم رضا از حقّ عزّ و جلّ ، « 1 » پس اگر امر چنان باشد كه ايشان گمان مىبرند پس مقصود درست گشت . فإن كان كما قلنا مآل أهل النّار إلى إزالة الآلام و إن سكنوا النّار ، فذلك رضا : فزال الغضب لزوال الآلام ، إذ عين الألم عين الغضب إن فهمت . پس اگر چنانچه ما گفتيم مآل اهل نار به ازالت آلام باشد و به نعيمى كه مناسب اهل جحيم است چنان كه تقرير كرده شد ؛ يا آنكه ساكن باشند در نار . پس اين عين رضاست از ايشان از آنكه زوال الم عين زوال غضب است . و چون غضب زائل
هامش
( 1 ) - عبارت قيصرى بدين صورت است : « أى إنما قلنا لا يتعلق حكم الرضا على من يتعلّق به حكم الغضب عليه و بالعكس بناء على زعم اهل الحجاب من أن أهل النار لا يزال حكم الغضب جار عليهم دائما ابدا و لا يتعلق بهم حكم الرضا من اللّه . . . » . « يعنى آنكه گفته‌ايم حكم رضا بر كسى كه حكم غضب بر او تعلق گرفته است تعلق نمىگيرد ، و بالعكس ؛ همانا بنا بر زعم اهل حجاب است كه مىگويند هميشه حكم غضب بر اهل نار بطور دائم و ابد جارى است ، و بدانها حكم رضاى إلهى تعلق نمىگيرد . . . » . به عبارت خوارزمى در نسخه‌ها تحريف بسيار روى آورده است .