تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 853

مساهمون:

ص٨٥٣
إليه كما أنّ نسبة الفوق إليه فى قوله
يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ
،
وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ *
فله الفوق و التّحت . يعنى حفظ من التّحت مذكور در قول رسول است كه مىفرمايد كه اگر دلوى در چاه اندازيد هبوط على اللّه باشد . پس اشارت كرد كه نسبت تحت به سوى حق چون نسبت فوقيّت است به سوى او . در قول حقّ سبحانه و تعالى كه مىفرمايد
يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ
وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ *
. پس فوق و تحت هر دو او راست . يعنى نسبت فوقيّت و تحتيّت به سوى او مساوى است از آنكه حقّ محيط است به ظاهر و باطن همه عالم پس چنان كه فوقيّت به دو منسوب است تحتيّت نيز به دو منسوب است . پس فوق و تحت همه او راست زيرا كه از جمله مراتب وجوديّه اوست . و لهذا ما ظهرت الجهات السّتّ إلّا بالإنسان و هو على صورة الرّحمن . يعنى ازين جهت كه نسبت فوقيّت و تحتيّت بل نسبت جميع صفات متقابله به حقّ سبحانه و تعالى برابرست ، « 1 » ظاهر نشد جهات ستّ مگر به انسان از براى مخلوق بودن انسان بر صورت رحمن و جامعيّتش مر صفات متقابله را . و بدانكه اگر مراد به ظهور علم الجهات [ علم به جهات ] باشد اين معنى منحصر به انسان نتواند بود از آنكه نفوس فلكى بل جميع حيوانات نيز بر اين عالم‌اند . پس انسب آنست كه گوئيم مراد به ظهور تحقّق است بدين جهات متقابله يعنى متحقق بدين جهات نمىشود به حسب مقام مگر انسان از آنكه جميع مراتب وجود مقامات اوست ؛ به خلاف ديگرى كه هريك را از ايشان مقامى معلوم است
هامش
- و همچنين در مسند ابن حنبل با اختلاف اندكى در عبارت ، روايت شده است : « ثم قال - ص - : و ايم الله لو دلّيتم أحدكم بحبل الى الأرض السفلى السابعة لهبط على اللّه ، ثم قرأ هو الأول . . . » ( ط بيروت - ج 2 - ص 370 ) . ( 1 ) - عبارت نسخ كتاب تا ترجمه متن بعدى بسيار مشوش است ، و ما آن را با عرض به عبارت قيصرى تصحيح كرده‌ايم .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 853 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى