تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 851

مساهمون:

ص٨٥١
بدان كه حقّ جلّت قدرته ذرّه‌اى آفريد بيضا و به نظر جلال در وى نظر انداخت لاجرم آن ذرّه بگداخت و نصفى آب شد و نصفى آتش . پس از آتش دخان حاصل شد . « 1 » سماوات را از آن دخان آفريد و زمين از كفك آب . و از براى سريان اين حيات ذاتيّه در آب ، حقّ سبحانه و تعالى هر چيز را كه حيات است از آب آفريد . از آنكه نطفه‌ها كه اصل خلقت حيوانات است آب است ، و آنچه بىتوالد متكوّن مىشود آن نيز به واسطه مائيّت متعفّنه است ؛ و نباتات نيز همچنين است كه بىآب نمىرويد . و چون هرچه در وجود است تسبيح مىگويد به نص الهى و جز حىّ تسبيح نتوان گفت شيخ فرمود كه : فكلّ شىء حىّ فكلّ شىء الماء أصله . أ لا ترى العرش كيف كان على الماء لأنّه منه تكوّن فطفا عليه . يعنى شىء حىّ است و اصل هر شىء آب است . نمىبينى كه عرش چگونه بر آب بود و بر سرآمد و مرتفع شد بر وى ؟ مراد از « ماء » كه اصل هر شىء است « نفس رحمانى » است ( مراد كه اصل هر شىء آبست نفس رحمانى است - خ ) كه هيولى كلى و جوهر اصلى است چنان كه گذشت كه صور جميع اشياء حاصل است از او ؛ نه ماء متعارف . پس اين ماء مذكور ( پس ماء مذكور - خ ) آبى است كه عرش اللّه بر وى است . چه عرش چنانچه ( چنان كه - خ ) اطلاق كرده مىشود بر فلك اطلس ، همچنين اطلاق كرده مىشود بر ملك كما يقال ثلّ عرش الملك و مراد آنكه خلل در ملك او درآمد . و از لفظ عرش سرير اراده كرده مىشود . و ازين جهت كه عرش جسمانى ،
هامش
( 1 ) - قوله سبحانه :ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ . . .( سوره فصلت - آيه 12 ) . متأله سبزوارى را در تعليقه‌اى بر غرر الفرائد بيانى در اين مطلب است ، در آخر آن گويد : « فالسماء دخان لكن لا دخان العناصر لأنه مركب ناقص ، و هى سقف محفوظ و سبع شداد ،فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ» ( ط ناصرى - ص 142 ) .