تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 841

مساهمون:

ص٨٤١
و بستهء طوارق افلاكى است اخذ كرده در مقعد صدق بنشاند و از عالم كون و فساد خلاصيش داده از حضيض نقصان به اوج كمالش رساند تا جان مستمند به زبان حال گويد ، بيت :
شكر كه ره يافتم در حرم يار خويش * شكر كه بگشاد يار پرده ز ديدار خويش كالهء بسيار عيب كز همه وامانده بود * چون مدد از بخت يافت يافت خريدار خويش
و به حكم
قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
چون روح از عالم امر است نه از عالم خلق ، پس بعد از ابتلاى محنت غربت و كشيدن شدايد در غربت‌آباد عالم خلق به وطن اصلى خويش رجوع كند كه
وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ
. و چون حقّ اخذ انسان كند به سوى خويش به طريق موت ، به‌جاى اين مركب ناراهوار خاكى مركبى مهيّا سازد از جنس سرائى كه انتقال به سوى اوست كه بدن مثالى برزخى است ، و اين ابدان مسواة را اعتدال حقيقى است ، و اين مركب مثالى برزخى هريك را از اهل كمال به حسب درجات و مناسبات اوست با ملأ اعلى و ارواح سماويّه ، پس در نعيم و ناز باشند ( و ارواح سماويه لاجرم در نعيم و ناز باشند - خ ) . و هريك را از اهل نار نيز اين مركب مسوّى به حسب دركات و نقائصش باشد ، لاجرم در سوز و گداز باشند . فلا يموت أبدا ، أى لا تفرّق ( لا تفرّق - معا ) أجزاؤه . پس نمىميرد يعنى متفرّق نمىشود اجزاى بدن اخراوى از آنكه ابدى است قال اللّه تعالى
خالِدِينَ فِيها أَبَداً *
و قال
لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى
بيت :
فنا اينجاست چون رفتى ازين بيغولهء فانى * حيات جاودان يا بى ز تأييدات ربّانى
و أمّا أهل النّار فمآلهم إلى النّعيم ، و لكن فى النّار إذ لا بدّ لصورة النّار بعد انتهاء