تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 843

مساهمون:

ص٨٤٣
است و ليكن مختلف مىشود به حسب قوابل و استعدادات ، لاجرم متنوّع ظاهر مىگردد . فإن شئت قلت إنّ اللّه تجلّى مثل هذا الأمر ، و إن شئت قلت إنّ العالم فى النّظر إليه و فيه مثل ( مثل - معا ) الحقّ فى التّجلّىّ . يعنى چون دانستى كه يك چيز متنوّع مىگردد و به انواع مختلفه ظاهر مىشود ( ظاهر مىگردد - خ ) اگر خواهى بگوى كه متجلّى بارى تعالى است در مراياى اعيان به صور مختلفه چنان كه نار برد و سلام شد بر ابراهيم عليه السلام و آتش و عذاب بود در اعين ناظرين ؛ و اگر خواهى بگوى كه اعيان است كه مختلفه است در مرآت وجود حق و صور متنوعهء خويش مىبيند هنگام نظر به سوى او ، بيت :
نظارگيان روى خوبت * چون درنگرند از كرانها در روى تو روى خويش بينند * زينجاست تفاوت نشانها
پس عالم مثل حقّ است در ظهور و تجلّى به صور . فيتنوّع فى عين النّاظر بحسب مزاج النّاظر أو يتنوّع مزاج النّاظر لتنوّع التّجلّى و كلّ هذا سائغ فى الحقائق . يعنى متنوّع مىشود تجلّى در عيون ناظرين به حسب امزجه روحانيّه و استعدادات ايشان . پس ظاهر مىشود به صور ايشان ليكن متنوّع مىشود استعدادات و امزجه نيز برحسب تجلّى . و اين به حكم غلبه است اگر حكم متجلّى له غالب باشد بر حكم متجلّى ، تنوّع به حسب اين حكم بود پس غالب شود احكام كثرت بر وحدت ؛ و اگر حكم متجلّى غالب شود بر حكم متجلّى له او را استعداد مىبخشد و استعداد او را مناسبتى با احكام خويش دهد ، لاجرم غالب آيد احكام وحدت بر كثرت . و در فص شعيبى گذشت كه حقّ سبحانه و تعالى را دو تجلّى است : « تجلّى غيب و تجلّى شهادت » . پس به « تجلّى غيبى » دل را استعداد مىبخشد