تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 837

مساهمون:

ص٨٣٧
احديّت ، ذاكر و مذكور و ذكر غير حقّ نباشد . آرى بيت :
لقد كنت دهرا قبل أن يكشف الغطاء * إخالك أنّى ذاكر لك شاكر فلمّا أضاء الصّبح أصبحت عارفا * بانّك مذكور و ذكر و ذاكر
و بدانكه حقيقت ذكر عبارت است از تجلّى حق مر ذات خود را به ذات خود از حيثيّت اسم متكلم از براى اظهار صفات كماليّه و كشف نعوت جلاليّه و جماليّه ، هم در مقام جمع و هم در مقام تفصيل چنان كه گواهى داد از براى ذات خود هم به ذات خود كه
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
. و اين حقيقت را مراتب است : اعلى و اولاش ( اولايش ) آنست كه متحقق شود از حقّ در مقام جمع از ذكر او سبحانه نفس خود به اسم متكلم به حمد و ثناء بر نفس خويش . و دوم ذكر ملائكه مقرّبين كه آن تحميد ارواح و تسبيح ايشان است پروردگار خود [ را ] . و سيوم ذكر ملائكه سماويّه و نفوس ناطقهء مجرّده است . و چهارم ذكر ملائكه ارضيّه و نفوس منطبعه به حسب طبقاتش . و پنجم ذكر ابدان است و آنچه در وى است از اعضاء ؛ و هريكى ذاكر پروردگار خويش است به لسانى كه به دو اختصاص دارد ، چنان‌كه شيخ بدين معنى اشاره مىكند كه : فإنّ ذكر اللّه سار فى جميع العبد يعنى قدر اين نشأت را نمىداند مگر ذاكرى كه ذكر مطلوب از او به ظهور آيد چه ذكر بارى سارى در جميع عبد است يعنى در روح و قلب و نفس و قواى روحانيّه و جسمانيّه اوست بل در جميع اجزايش . و اين سريان نتيجهء سريان هويّت الهيّه ذاكره مر نفس خود را به نفس خود . و اگر در تركيب ذكر اللّه اضافت به فاعل داريم معنى آن باشد كه ذكر حقّ مر نفس خود و مظاهرش سارى است در جميع عبد ، و اين ذكر است كه سبب وجود و حصول كمالات اوست . پس مىبايد كه
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 837 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى