چنان كه قصاص مشروع شد از براى مصلحت ابقاى نسل اين نوع ، و از ردع و منع آنكه از حدود الهى تعدّى مىكند .
و درين معنى نازل شد قول حقّ كه مىفرمايد
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ
و اولو الألباب طايفهاىاند كه به مغز هر چيزى رسيده باشند و اطلاع يافته بر اسرار شرايع الهيّه و بر احكامى كه اقتضا مىكند آن را عقل اولو الالباب كه به حقيقت واقفان اسرار وجود و عارفان حكم احكام شرعيّه و عقليّه ايشانند .
و إذ ( و إذا - خ ) علمت أنّ اللّه راعى هذه النّشأة و إقامتها و إدامتها فأنت أولى بمراعاتها إذ لك بذلك السّعادة ، فإنّه ما دام الإنسان حيّا ، يرجى له تحصيل صفة الكمال الّذى خلق له .
و چون دانستى كه حقّ سبحانه و تعالى مراعات اين نشأت مىكند و قيام و دوام او مىخواهد ؛ به مراعات اين نشأت تو اولى مىنمائى ، چه مراعات او موجب سعادات تست ، چه مادام كه انسان زنده است اميد تحصيل صفت كمالى كه از براى آن مخلوق است هست ، پس چون مراعات جانبش كنى تا به كمال رسد هرآينه به احسن جزاء با تو مجازات كرده شود .
و من سعى فى هدمها فقد سعى فى منع وصوله لما خلق له .
و هركه سعى در هدم اين نشأت كند كه بنيان ربّ است سعى كرده باشد در منع وصولش بدانچه از براى آن مخلوق است . لاجرم از حق مثل آن جزا يابد و ممنوع گردد از وصول به كمال نفس خويش چه وجود مكانى است .
و ما أحسن ما
قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم « أ لا أنبّئكم بما هو خير لكم و أفضل من أن تلقوا عدوّكم فتضربوا رقابهم و يضربوا رقابكم ؟ ذكر اللّه »
. و چه در غايت خوبى است آنچه رسول عليه السلام مىفرمايد كه شما را خبر دهم به آنچه بهتر باشد از غزات و شهادت در راه خداى عزّ و جلّ ، آن ذكر بارى است سبحانه . زيرا كه جهاد و غزات موجب هدم بنيان ربّ است از طرفين ؛ و اگرچه در وى اعلاى كلمة الله و رفع اعلام حق و ثواب شهادت هست