تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 834

مساهمون:

ص٨٣٤
صفات ذات ، و ذات جز عين وجود متعيّن نيست و وجود حقّ است . پس همه مستهلك است در عين ذات حق تعالى . لاجرم فاعل حقيقى اوست ؛ با وجود اين مذمّت كرده مىشود بعض افعال و ممدوح مىگردد بعضى . و لسان الذّمّ على جهة الغرض مذموم عند اللّه تعالى . چون شيخ - قدس سرّه - نفى فعل از عبد كرد مىگويد : چون كسى مذمّت كند چيزى را كه موافق غرض او نيست ، اين مذمّت عند اللّه مذموم است از آنكه مذمّت‌كننده را قبلهء نظر موافقت غرض و حظّ نفس خويش به خلاف آنچه شرع مذمّت آن مىكند چه مذمت شرع اخبار است از آنچه در نفس چيزى بر آنست و شارع را درين معنى غرضى نيست . فلا مذموم إلا ما ذمّه الشّرع ، فإنّ ذمّ الشّرع لحكمة يعلمها اللّه أو من أعلمه اللّه كما شرع القصاص للمصلحة إبقاء لهذا النّوع و إرداعا للمتعدّى حدود اللّه فيه
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ
و هم أهل لبّ الشىء الّذين عثروا على سرّ النّواميس الإلهيّة و الحكميّة . پس هيچ مذموم نيست مگر آنچه شرع به مذمت او ناطق است ، چه ذم شرع از براى حكمتى است كه حقّ مىداند و آنكه حقّ به عنايت خويش او را اعلام كرده است و در اين كلام تصريح است كه نزد شيخ حسن و قبح شرعى است نه عقلى . « 1 »
هامش
( 1 ) - عبارت قيصرى در بيان كلام شيخ در اين مقام بدين صورت است : « و هذا تصريح منه على أن الحسن و القبح شرعى لا عقلى » ( ص 382 - ط 1 - چاپ سنگى ) . بيان حقيقت و واقع عبارت قيصرى اين است كه عارف بزرگ و حكيم متأله جناب آقا ميرزا محمد رضا قمشه‌اى در تعليقه‌اى بر شرح فصوص قيصرى كه مخطوط آن در تصرّف نگارنده محفوظ است افاده فرموده است : « أى يكشفه الشرع لا العقل لعلمه تعالى بلوازمهما دون العقل . و ليس المراد أن يجعله الشرع حسنا من غير اقتضاء ذاته ، أو قبيحا من دون اقتضاء ذاته لأن الترجيح بلا مرجح باطل » كلمه هشتاد كتاب ما « هزار و يك كلمه » به تفصيل در اين امر مهمّ ، تحقيق و تحرير شده است . ( ص 90 - ج 1 - ط 1 ) .