به مجرد اينكه حبل در دست او يافت او را بكشد ، فرمود « إن قتله كان مثله » يعنى اگر صاحب نسعه را به مجرد ظن بىثبوت شرعى بكشد همچون كشندهء مورثش ظالم باشد ؟
أ لا تراه تعالى يقول
وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها
؟ فجعل القصاص سيّئة ، أى يسوء ذلك الفعل ( القتل - خ ) مع كونه مشروعا .
فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ
لأنّه على صورته . فمن عفا عنه و لم يقتله . فأجره على من هو على صورته لأنّه أحقّ به إذ أنشأه له .
يعنى نمىبينى كه حضرت حق سبحانه مىفرمايد : « جزاى سيئه سيئه است مثل آن » پس قصاص را همچو قتل عمد سيئه داشت يعنى فعل ضرررساننده را سيّئه خواند با آنكه مشروع است . پس هركه عفو كند و به صلح گرايد پس اجر او بر خداى باشد از آنكه معفو عنه بر صورت حقّ است . پس اجر عفوكننده بر آن باشد كه معفوّ عنه بر صورت اوست كه آن حقّ است از آنكه حق سزاوارتر است به عفو كردن از عبيد خود ، چه ايشان را از براى خويش آفريده است تا اسما و صفات او ظاهر گردد كما قال سبحانه
« يا ابن آدم خلقت الأشياء لأجلك و خلقتك لأجلى »
پس اجر عفوكننده از قصاص براى مراعات نسل و بقاى نوع بر ذمّت كرم حق باشد تا او را جنّت عطاء دهد و عفو ذنوب و مغفرت سيئات او كند .
و ما ظهر بالاسم الظّاهر إلّا بوجوده فمن راعاه أنّما يراعى الحقّ و ما يذمّ الإنسان لعينه و إنّما يذمّ الفعل منه ، و الفعل ( و انما يذم لفعله و فعله - خ ) ليس عينه ، و كلامنا فى عينه . و لا فعل إلّا للّه ؛ و مع هذا ذمّ منها ما ذمّ و حمد ما حمد .
يعنى ظهور حق به اسم ظاهر به وجود عبد است ، پس هركه از او عفو كند و احسان ورزد اجر او بر خداى باشد ، و مراعات جانب انسان مراعات حقّ است و انسان ازين روى كه انسان است مذموم نيست بلكه مذمّت او از جهت افعال ذميمه است ، و فعل او عين او نيست . پس ابطال عين و تخريب وجود به سبب فعلش نبايد كرد ، و فعل به حقيقت جز حقّ را نيست از آنكه مبدأ فعل صفات است و مبدأ