تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 832

مساهمون:

ص٨٣٢
كسى كه خون مردم ريخته باشد قائم نمىگردد . داود گفت خداوندا اين خون ريختن نه در سبيل اللّه و طلب مرضاة اللّه بود ؟ جواب آمد كه بلى ! و ليكن ايشان بندگان من بودند . گفت بنياد اين خانه به دست بيگانه روا مدار و سررشتهء مدار اين جز به دست كسى كه از من باشد مسپار . وحى آمد كه بانى اين فرزند تو سليمان خواهد بود . غرض ازين حكايت بيان لزوم مراعات نشأت انسانيّه است ، و توضيح اين معنى كه اقامت بنيان ربّ اولى است از هدم او ، نمىبينى كه كفار كه اعداى دين‌اند در حق ايشان جزيه و صلح مفروض گشت از براى ابقاء بر ايشان قال اللّه تعالى
وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
يعنى ميل كنند به سوى تو به انقياد و صلح ، ميل كن به سوى ايشان و بده آنچه مسئول ايشان است . أ لا ترى من وجب عليه القصاص كيف شرع لولىّ الدّم أخذ الفدية أو العفو ؟ فإن أبى فحينئذ يقتل ؟ أ لا تراه سبحانه إذا كان أولياء الدّم جماعة فرضى واحد بالدّية أو عفاه ( و عفا - خ ) ، و باقى الأولياء لا يريدون إلّا القتل ، فكيف يراعى من عفا و يرجّح على من لم يعف فلا يقتل قصاصا ؟ أ لا تراه عليه السّلام يقول فى صاحب النّسعة « إن قتله كان مثله » ؟ يعنى نمىبينى كه چون بر كسى قصاص واجب شود ولىدم را مىرسد كه فديه گيرد و مىرسد كه عفو كند ، و اگر مرحمت نكند و تبرع ننمايد بعد از آن كشته شود ؟ و نمىبينى كه چون اولياى دم جماعتى باشند و يكى به ديت راضى شود يا عفو كند و ديگران جز قتل نخواهند حق سبحانه و تعالى چگونه مراعات جانب عفوكننده مىكند و ترجيح مىنمايد بر غير عافى ، و قاتل از روى قصاص كشته نمىشود ؟ و نمىبينى كه حضرت خواجه عليه السلام در حق كسى كه مورث او را در صحرا كشته بودند و ريسمان عريض او را در دست يكى بشناخت و خواست كه