تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 829

مساهمون:

ص٨٢٩
فصّ حكمة نفسيّة فى كلمة يونسية بدانكه « نفس ناطقهء انسانيّه » مظهر اسم جامع الهى است پس ازين روى برزخ است مر صفات الهيّه و كونيّه و معانى كلّيّه و جزئيّه را و از براى اين برزخيّت متعلّق گشت به ابدان . چه در برزخ چاره نيست كه از آنچه در طرفين است در وى باشد . پس جامع شد در ميان آنچه روحانى محض است و معنى صرف مقدس از زمان و مكان و منزّه از تغيير و حدثان ؛ و در ميان آنچه جسمانى محض است ( جسمانى طلق است - خ ) و محتاج به مكان و زمان و متغير به تغيرات ازمان و اكوان ، پس ازين روى جامعيتش « عالم علوى روحانى و سفلى جسمانى » را خليفه ملك و مدبّر رعايا گشت . و چون تتميم امر خلافت به حكمت نفسيّه بود ، شيخ اين حكمت [ را ] بعد از حكمت سليمانيّه و داوديّه آورد و مقترن به كلمهء يونسيّه كرد . چه يونس را حقّ سبحانه و تعالى چنان كه مبتلا ساخت به ماهى در دريا ، نفس را نيز مبتلا كرد به تعلّق در جسم ؛ و چنان كه يونس ندا كرد در ظلمات كه
لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
و حق تعالى خبر داد كه
وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
، همچنين متوجه شد نفس انسانى در عين ظلمات طبيعيه و بحر هيولانى و جسم ظلمانى به سوى پروردگار خويش ، پس منكشف شد او را وحدانيّت حقّ و فردانيّتش پس اقرار كرد بدان و اعتراف آورد به عجز خويش ، پس