و ما ثمّ ( ثمة - خ ) إلّا حيوان إلّا أنّه بطن فى الدّنيا عن إدراك بعض النّاس ، و ظهر فى الآخرة لكلّ النّاس ، فإنّها الدّار الحيوان ، و كذلك الدّنيا إلّا أنّ حياتها مستورة عن بعض العباد ليظهر الاختصاص و المفاضلة بين عباد اللّه بما يدركونه من حقائق العالم .
بدانكه سريان هويّت الهيّه در همه موجودات ايجاب كرد سريان صفات الهيّه را در جميع كائنات از حيات و علم و قدرت و سمع و بصر و غير اين صفات از كلّى و جزوى ، و ليكن ظاهر شد سريان حقّ به كلّ صفات در بعضى مظاهر موجودات چون كمّل و اقطاب ؛ و در بعضى چنان ظاهر نشد . پس محجوب آن صفات را در بعضى معدوم پنداشت و بعضى را حيوان خواند و بعضى را بالفعل جماد نام نهاد .
پس شيخ قدّس اللّه سرّه تنبيه كرد كه اينجا غير حيوان نيست و حيات همه را بالفعل حاصل است ؛ اما حاليا حيات جمادات از نظر بعضى كه به جمود قريحت و خمود نار طبيعت موسوماند مستور است . چنان كه حضرت مولوى قدّس اللّه سرّه در مخاطبهء ايشان مىفرمايد كه : بيت
چون شما سوى جمادى مىرويد * محرم جان جمادان كى شويد
از جمادى عالم جانها رويد * غلغل اجزاى جانها بشنويد
و چون آخرت دار حيوان است حيات همه موجودات در آنجا كامل و ناقص را معلوم شود چنان كه شهادت جوارح را بر افعال بنده همه بشنوند ؛ اما كاملان را در مشاهدهء حيات دنيا حاجت نيست به انتقال به سوى دار آخرت چنان كه امير المؤمنين كرم اللّه وجهه مىفرمايد كه با رسول صلى اللّه عليه و سلم در سفرى همراه بوديم ، هيچ حجرى و شجرى مستقبل نشد مگر كه ازو سلام بر رسول عليه السلام مىشنوديم لاجرم به ادراك حقائق و لوازم و صفاتش اختصاص و مفاضله بين عباد اللّه به ظهور پيوست .
فمن عمّ إدراكه كان الحقّ فيه أظهر فى الحكم ممّن ليس له ذلك العموم .