گردد به جميع اسماى تاليهاش ، و مبعوث شود به كمّل توابعش كما فى قولك « 1 » « إنّ اللّه هو السّميع العليم » « إنّه هو التّواب الرّحيم » .
پس اين اسماى متفاضله با وجود آنكه هويّت حقّ با هريكى از اسما متحقّق است خواه اسم كلّى متبوع باشد يا اسم جزئى تابع ؛ و چون هويّت مندرج باشد در هريكى از اسما ، هريك از اسماء مجمع جميع اسما بود .
و همچنين مظاهر خلقيّه اگرچه بعضى افضل از بعضى ديگر است ؛ اما در هر مفضول اهليّت هر فاضل هست از براى اندراج هويت الهيّه در وى . پس او به حسب اين اندراج مجمع جميع اسماء است ، و خصائص هويّت نيز مندرج است در وى ؛ لاجرم او را اهليّت جميع كمالات باشد ، پس در هر جزوى از عالم مجموع آنچه در عالم است مندرج تواند بود زيرا كه قابل حقائق متفرّقات عالم است اعنى قابل ظهور معانى و خواصى است كه در عالم متفرقه است .
پس قادح نيست كه زيد را فروتر از عمرو گوئيم در علم ، اگرچه هويت حق عين زيد و عمرو باشد ؛ و عمرو أكمل بود ، و به نسبت با زيد اعلم باشد ، چنان كه تفاضل در ميان اسماى الهيّه هست با وجود آنكه اسما غير حق نيست . اگر محبوبى را با جامهء ديبا به نسبت با ملابسى كه ملابس اوست زيباتر خوانند يا جمال او را در سجن جلى مجلّا به نسبت با مرائى ديگر با كمالتر دانند كثرت ديباچهء صفاتش قادح وحدت ذاتش نتواند بود . بيت :
آن سرخقبائى كه چو مهپار برآمد * امسال درين خرقهء زنگار برآمد
هامش
( 1 ) - در نسخ خوارزمى كه در دست داريم در اين مقام عبارت « كما فى قولك » تحريف شده است به « كما فى قوله تعالى » ، علاوه اينكه به قرينه صريح عبارت متن كه در مقام خطاب گفته است :
« إذا قدمته ، سميته ، نعّته » بايد در شرح نيز عبارت « كما فى قولك » باشد ، چنانكه علامه قيصرى در شرح فرموده است : « أى كما أن الأسماء الكلية إذا قدّمتها صارت مسماة بجميع الأسماء التالية لها ، و منعوتة بكل توابعها في قولك انّ اللّه هو السميع العليم ، انه هو التواب الرحيم . . . » ( ط 1 - ص 355 ) .