تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 751

مساهمون:

ص٧٥١
ميل خلق جمله عالم تا ابد * گر شناسندت و گر نى سوى تست چون ترا چون دوست نتوان داشتن * دوستى ديگران بر بوى تست
غيرت او اقتضاى آن كرد كه هيچ احدى غير او را دوست ندارد لاجرم همه اشياء را آينهء جلوهء جمال ساخت تا به هرچه روى آرند و هرچه را دوست دارند او را دوست داشته باشند و اگرچه ندانند . و بعضى كه ازين تنبيه و رمز برخوردار شوند و از خواب غفلت بيدار گردند در هرآينه طلب ديدار كنند و از بوى هر گلى ياد گلزار كنند و از سر شوق به لسان ذوق در مخاطبهء دوست گويند : بيت
الا اى كعبهء دولت مرا خاك سر كويت * ندارد جان من قبله بجز محراب ابرويت اگر در روى مهروئى به مهر دل نظر كردم * نكردم جز بدان وجهى كه هست آينهء رويت ز عشق روى گل بلبل نكردى ناله و غلغل * اگر اندر نهاد گل نديدى نكهت بويت دلم وقت گل و سنبل هوادار صبا زان شد * كه تا يابد ازو هردم نسيم سنبل مويت به صورت گه‌گه ار روئى به سوى غيرت آوردم * ز غيرت رخ متاب از من كه دارم روى دل سويت « 1 »
و اطلاق عباد دلالت مىكند بر ذلّت بندگىكننده و هيچ ذلّتى اعظم از ذلّت عبيد نيست « 2 » .
هامش
( 1 ) - ابيات از ديوان مؤلف كتاب حسين خوارزمى است كه به غلط به نام حسين منصور حلّاج چاپ كرده‌اند ؛ داد از دست عوام . ( 2 ) - نسخ كتاب بدين صورت‌اند : « و اطلاق عبارت دلالت مىكند » كه « عباد » به « عبارت » تحريف شده است . متن فصوص اين است : « فانهم عبادك فأفرد الخطاب للتوحيد الذى كانوا عليه . . . » و قيصرى در -