تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 722

مساهمون:

ص٧٢٢
و جمعى كثير از حكماى اشراقيين . و ما تكوّن ( و ما يكون - معا ) من كلّ سماء من الملائكة فهو منها . يعنى آنچه متكوّن مىشود از جنس هرس ما و مادهء او از ملائكه آن از عناصر است . و مراد از ملائكه اينجا تنها نفوس منطبعهء سما نيست ، از آنكه هرس ما را نفس منطبعه و ملائكه نيز هست كه از مادهء آن سما آفريده شده كه نزديك است كه عدد ايشان بيرون از حد احصاء باشد چنان كه شيخ در باب ثالث عشر از فتوحات مىفرمايد : « ثمّ خلق فى جوف الكرسى أفلاكا فلكا فى جوف فلك و خلق فى جوف كلّ فلك عالما منه يعمّرونه سمّاهم ملائكة يعنى رسلا . » فهم عنصريّون و من فوقهم طبيعيّون . يعنى ملائكه سماويّه عنصرىاند و آنكه بالاتر از ايشان است از ملائكه عرش و كرسى و نفوس ناطقه و منطبعه و عقول مجرّده همه طبيعىاند . شيخ - قدّس اللّه سرّه - هم در باب ثالث عشر از فتوحات آورده است كه اول جسمى كه حقّ سبحانه و تعالى آفريد اجسام ارواح ملائكه مهيّمه است كه ايشان متحيّر در جلال حق‌ّاند ؛ و عقل اوّل و نفس كلّيّه نيز از ايشان است و به ايشان منتهى مىشود اجسام نوريّهء مخلوقه از نور جلال . و ازين ملائكه هيچ ملكى به واسطهء ديگرى به وجود نيامده است مگر كه نفس كلّيّه از عقل ، و هر ملكى كه بعد از ايشان آفريده شده است داخل است در تحت حكم طبيعت . و ايشان از جنس افلاك خودند و ازو آفريده شده . و اينجا مراد از طبيعت طبيعت عنصريّه است ، و مراد از جسم نورى جسم طبيعى غير عنصرى . و لهذا وصفهم اللّه بالاختصام - أعنى الملأ الأعلى - لأنّ ( فإنّ - خ ) الطّبيعة متقابلة . يعنى از براى آنكه ملائكه كه بالاتر از سماوات‌اند و مسمّى به ملأ اعلى طبيعيه‌اند حقّ سبحانه و تعالى ايشان را به اختصام وصف كرد زيرا كه طبيعت
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 722 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى