تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
فإنّا أعبد حقّا * و إنّ اللّه مولانا
پس ما بندگان فرمانبردار اوئيم به قبول آنچه افاضه مىكند بر ما و به اظهار صفات عينيّهء او در ما و عبوديّت طالب ربوبيّت است ، پس ربّ ما و مولاى ما كه مولى نعم و مفيض صفات كماليّه است بر ما ، حضرت اللّه است لا سواه . و ذكر اسم « اللّه » كرد نه غير او از اسماء زيرا كه اسم جامع جميع اسماء اوست و همه عالم مظاهر او .
و إنّا عينه فاعلم * إذا ما قلت إنسانا
و ما ، اعنى اعيان عالم عين حقّ است از آنكه اسماى اوست و اسما از وجهى عين مسمّى است كه آن وجه احديّت است . و معنى « إذا ما قلت إنسانا » آنست كه اگر عالم از حيثيّت احديّت جمعش تسميه كنى به « انسان كبير » ما عين اوئيم . يا اگر گوئى كه اوست ظاهر شده به صورت انسان كامل ، پس مسمّى باشد به انسان كما قال بيت :
سبحان من أظهر ناسوته * سرّ سنا لاهوته الثّاقب ثمّ بدا فى خلقه ظاهرا * فى صورة الآكل و الشّارب
چه ما را در حقيقت انسانيّه اشتراك است با كامل ، و برين تقدير « إنا » از لسان افراد انسان باشد نه عالم .
فلا تحجب ( فلا تحجب - معا ) بإنسان * فقد أعطاك برهانا
« فلا تحجب » بر صيغهء مبنى للمفعول ، يعنى هيچ احدى ترا محجوب نسازد . به اينكه تو مسمّى به « انسانى » و حقّ مسمّى به « اللّه » . و بر صيغهء مبنى للفاعل ، يعنى تو محجوب مساز نفس خود را به اينكه گوئى تو مسمّى به انسانى و حق مسمّى به اللّه ، زيرا كه حق سبحانه و تعالى ترا برهان ذوقى عطا داده است كه به اعتبار حقيقت عين اوئى ، و به اعتبار تعيّن و تقيد غير او .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 715 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى