تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
و در وصف كردن اين حيات بدين صفات كماليّه اشارت است بدان كه حيات علميّه اشرف است از حيات حسيّه ، چه حيات علميّه حيات روح است و حيات حسيّه حيات جسد ، و روح اشرف است از جسد ، پس حيات او نيز اشرف باشد ليكن حسيّه اوقع است در نفوس از علميّه ، از براى آنكه حسيّه مترتّب است بر قدرت تامّه كه آن نيز از خصائص الهيّه است ، و لهذا از روى اعزاز و از روى وقع اعظم است . و چون علم را مراتب بود و اعظم از همه مراتب « علم باللّه » است و اسما و صفاتش ، در ذكر علم باللّه را تخصيص كرد اگرچه به حسب هر علمى حياتى مناسب آن علم حاصل است . و حقّ سبحانه و تعالى اولياى كمّل را نصيبى كامل از حيات علميّه ارزانى داشته است تا بر نفوس مستعده اهل اعتقاد افاضه كنند و به نور الهى دل مردهء ايشان را زنده سازند تا به حكم
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ
از موت جهل خلاص گشته به حيات نور علم زنده شده به انتهاج مناهج حقّ و سلوك مسالك طالبان جناب مطلق اشتغال نموده به سراير و ضماير ( به سراپرده ضماير - خ ) خلق مطلع گردند و ادراك بواطن و استعدادات و خواطر و نيّات ايشان كنند ، و از ظواهر اعمال به بواطن احوال راه برند ، و امثال و اشكال خويش را از روى صورت به سرچشمهء معانى رسانند . و شيخ رحمة اللّه عليه چون ذكر اين معنى كرد كه احياى حسّى و معنوى از حقّ است به واسطهء صورت انسانيّه يا از عبد است به اذن حق و امر او ، اعقاب بدين ابيات كرد :
فلولاه و لولانا * لما كان الّذى كانا
يعنى اگر حق نبودى كه منبع قوى و قدرت و معدن كمالات ظاهره در بشر است و مفيض است به اسماء و صفات انوار ساطعه را بر كائنات ، و اگر اعيان ثابته نبودى در عدم هرآينه حاصل نشدى در وجود آنچه حاصل شد ، و ظاهر نگشتى در كون آنچه به ظهور آمد . و مراد از ضمير « لولانا » تنها انسان نيست بلكه اعيان همه عالم است .