تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
يارى دارم كه جسم و جان صورت اوست * چه جسم و چه جان جمله جهان صورت اوست هر صورت خوب و معنى پاكيزه * كاندر نظر تو آيد آن صورت اوست
فعدلوا بالتّضمين من اللّه من حيث أحيا الموتى ( من حيث إحياء الموتى - خ ) إلى الصّورة النّاسوتيّة البشريّة بقولهم ابن مريم و هو ابن مريم بلا شكّ . « من اللّه » متعلّق است به « عدلوا » و باء بالتّضمين به معنى مع است ، يعنى عدول كردند از حق به سوى صورت بشريّه با وجود آنكه حكم كردند كه حقّ در ضمن آن صورت است ، از آن روى كه احياى موتى كرد . پس گفتند مسيح ابن مريم است و او ابن مريم است بىهيچ شبهه‌اى چنان كه گفتند اما حقّ را در ضمن آن صورت داشتند و اين قول است به حلول . فتخيّل السّامع أنّهم نسبوا الألوهيّة للصّورة ( الى الصّورة - خ ) و جعلوها عين الصّورة و ما فعلوا ( و ما جعلوا - خ ) بل جعلوا الهويّة الإلهيّة ابتداء فى صورة بشريّة هى ابن مريم ، ففصلوا بين الصّورة و الحكم . يعنى تخيّل كرد سامع كه قائلان به حلول نسبت كردند الوهيّت را به صورت عيسويّه و الوهيّت را عين آن صورت داشتند ؛ و حال چنين نيست بلكه ايشان هويّت الهيت را هم از ابتدا حال داشتند در صورت بشريّه كه عيسى راست و اين صورت ابن مريم ، پس قائلان به حلول فصل كردند اولا ميان صورت و ميان الهيّت در حكم اعنى در حكم كردن بر آن صورت كه إله است و بر محكوم عليه كه هويّت الهيّه است . لا أنّهم جعلوا الصّورة عين الحكم . يعنى فصل كردند در ميان صورت و ميان هويّت الهيّت ابتدا ؛ و در ثانى حال صورت را عين هويّت داشتند در حمل چنان كه فرمود
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ
. و اين‌چنين حمل اقتضا مىكند كه محمول عين موضوع باشد پس سامع
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 707 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى