تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
بصورة بشره عيسى « 1 » . يعنى مؤدّى شد نظر بعضى از ناظران در وى به اينكه قائل شدند به حلول و گفتند حقّ سبحانه و تعالى حلول كرده است در صورت عيسى و احياى موتى مىكند . و بعضى گفتند « إنّ المسيح هو اللّه » و چون ستر كردند اللّه را به صورت عيسويه كه مقيّد است لاجرم نسبت كرده شدند به كفر كه معنى او ستر است . فقال تعالى :
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ
فجمعوا بين الخطأ و الكفر فى تمام الكلام كلّه ( كله لأنه - خ ) لا بقولهم هو اللّه و لا بقولهم ابن مريم . پس حقّ سبحانه و تعالى فرمود كافر شدند كسانى كه گفتند حقّ سبحانه و تعالى مسيح ابن مريم است زيرا كه جمع كردند ميان كفر كه ستر حقّ است به صورت عيسويّه و ميان خطا كه حصر هويّت حقّ است در كلمهء عيسويه . و جمع كردن ايشان ميان كفر و خطا به مجموع اين قول است كه
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ
نه به قول « هو اللّه » يا به قول « ابن مريم » زيرا كه قول ايشان كه « هو اللّه » گفتند صادق است ازين روى كه هويّت حق است كه متعيّن شده است و ظاهر گشته به صورت عيسويّه چنان كه به صورت همه عالم ظاهر شده است . و قول ايشان كه
الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ
گفتند نيز بىشك صادق است چه او ابن مريم است بىهيچ اشتباه لكن آنچه مستفادست از مجموع كلام صحيح نيست زيرا كه افادهء حصر حقّ مىكند در صورت عيسى ، و اين باطل است از آنكه همه عالم خواه غيب باشد و خواه شهادت صورت اوست نه تنها عيسى ، آرى بيت :
هامش
( 1 ) - بعضى از نسخ « بصورة بشرية عيسى » است ، و بعضى « بشرة عيسى » است . از ظاهر عبارت « صواب بشره عيسى » است به اضافه بشر به ضمير كه راجع به حق سبحانه است و عيسى بدل بشر است . و به وجه اول نيز عيسى بدل « صورة بشرية » است .