تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
نفس مرأة مرآت تجلّيات الهيّه گردد ، پس نفسى كه بدين حليه كمال و زيور جمال متحلّى باشد چون ارادهء حصول نتيجه كند از تأثير او حرارت غريزيّه صالحة للتوليد در بدن حاصل گردد ، چنان كه پيش ازين دانسته‌اى كه عارف به همّت خود خلق مىكند هرچه مىخواهد از براى اتصافش به صفات الهيّه و عادتى كه آن سنّت الهيّه است منع قدرتى كه خارق عادت باشد نمىكند . پس به تولّد عيسى ، بىپدر تمام شد اقسام اربعه‌اى كه مر ولادت راست كه آن حصول ولد است بىوالدين ، و حصول او به هر دو ، و حصول تنها به ذكر ، و حصول تنها به انثى ، فسبحان الّذى هو على كلّ شىء قدير . فتكوّن جسم عيسى من ماء متوهّم و من ماء محقّق ، و خرج على صورة البشر من أجل أمّه ، و من أجل تمثّل جبرئيل على صورة ( فى صورة - خ ) البشر حتّى لا يقع التّكوين فى هذا النّوع الإنسانى إلّا على الحكم المعتاد . جواب سؤال مقدرست كه اگر قائلى گويد كه چون نافخ جبرئيل بود و ولد سرّ پدر خويش است واجب آن بود كه عيسى عليه السلام بر صورت روحانيين ظاهر شدى . پس در جواب مىگويد كه بر صورت بشر بودنش از براى آنست كه ماء محقق از امّ بود و او بشر است و جبرئيل نيز در حالت نفخ به صورت بشريّت بود و صورتى را كه مرأة در حالت مواقعه تخيّل مىكند تأثير عظيم است در صورت ولد . حتى مىگويند زنى فرزندى زاده آدمى چهره و مار جثّه ، و چون پرسيده شد گفت در حالت مواقعه مار ديدم . و شيخ تمثّل جبرئيل را به صورت بشريّه تعليل مىكند به اينكه تا ايجاد در اين نوع جز بر سنّت معتاده نباشد ؛ و نيز صورت انسانيّه اشرف صور است و اگر بر غير صورت انسان بود مناسبت نيز ميان او و قومش نبودى و در تأثير دعوت مناسبت واجب است كما قال تعالى
وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ
.