تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
گرفت و در عجلى كه از حلى قوم ساخته بود انداخت ، پس حيات يافت و بانگ گوساله كرد و اگر صورت ديگر بودى مثل انسان ، مثلا صوت انسان و نطق و كلام از او به ظهور آمدى . فذلك القدر من الحياة السّارية فى الأشياء يسمّى لاهوتا ، و النّاسوت هو المحلّ القائم به ذلك الرّوح فسمّى ( فيسمّى - خ ) النّاسوت روحا بما قام به . پس اين‌قدر حيات ساريه در اشيا مسمّى گشت به « لاهوت » از آنكه حيات صفت الهيّه است « حى » اسمى است از اسماى او بل كه امام ائمهء سبعه است . و « ناسوت » محلّى است كه اين روح به دو قائم است و آن محلّ بدن است و بدن را كه ناسوت است گاه تسميه مىكنند به روح به سبب قيام روح به دو على طريق المجاز . و مراد از روح اينجا « روح منطبعه » باشد در بدن نه « روح مجرّده » ، و اين معنى بر آن تقدير است كه « با » را از براى سببيّت داريم . و اگر « با » به معنى مع بود كه بدن با آنچه به دو قائم است از روح ، مسمّى مىگردد به روح . و از براى اين حضرت الهى عيسى را روح خواند كه :
وَ رُوحٌ مِنْهُ
. فلمّا تمثّل الرّوح الأمين الّذى هو جبرئيل لمريم عليهما السّلام ( عليها و عليه السلام - خ ) بشرا سويّا تخيّلت أنّه بشر يريد مواقعتها ، فاستعاذت باللّه منه استعاذة بجمعيّة منها ليخلّصها اللّه منه لما تعلم انّ ذلك ممّا لا يجوز . فحصل لها حضور تامّ مع اللّه و هو الرّوح المعنوىّ . يعنى چون روح الأمين كه جبرئيل است متمثّل شد بر مريم عليهما السلام به صورت بشر تامّ تام‌ّالخلقه ، مريم پنداشت كه بشرى است از تقوى و ديانت دور ، و از ساحت صيانت مهجور ؛ لاجرم به جميع همم و قواى روحانيّه پناه به خداى گرفت قال اللّه تعالى
فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا قالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا
و اين استعاذت به جمعيّت تامّه از براى آن بود تا حقّ سبحانه و تعالى او را از امر محظور نگاه دارد ، پس حضور تامى او را با حقّ دست داد كه آن