اولياء علما ورثه مقام جمع .
و مجتمع نمىگردد اين نبوّت عامّه و تشريع موروث در شخص واحد و لهذا اجتهاد نكرد وليى از اولياء در حكمى از احكام شرع ، حتى خاتم اولياء نيز متّبع شرع خواهد بود ، و مذاهب مختلفه را مذهب واحد ساختنش تشريع نيست ، از وجه آن حكمست بر آنچه مشاهده مىكند در نفس امر و متابعت است حكم خاتم انبياء را و ائمهء اربعه اولياءاند به ولايت عامّه شامله مر مؤمنين را نه به ولايت خاصه ، پس اعتراض بر قول ما وارد نشود « 1 » .
هامش
( 1 ) - عبارت قيصرى بدين صورت است : « و لا تجتمع هذه النبوّة العامّة و التشريع الموروث في شخص واحد لذلك ما اجتهد ولي من الأولياء في حكم من احكام الشرع ، حتى خاتم الأولياء أيضا يتبع الشريعة فى الظاهر .
و جعله للمذاهب مذهبا واحدا ليس تشريعا منه لأنّه يحكم على ما يشاهد في نفس الأمر متابعا لما حكم به خاتم الأنبياء . و الأئمة الأربعة أولياء بالولاية العامة الشاملة حتى للمؤمنين لا الخاصة فلا يرد .
يعنى نبوّت عامه با تشريع موروث كه نبوّت خاصّه است در يك شخص جمع نمىشود ، لذا هيچ ولىاى از اولياء در هيچ حكمى از احكام شرع اجتهاد نمىكند ، حتى خاتم اولياء نيز در ظاهر تابع شرع موروث است .
اگر گويى كه هرگاه خاتم اولياء حق اجتهاد ندارد ، پس چگونه در روايات آمده است كه خاتم اولياء به ظهورش همه مذاهب را مذهب واحد مىكند ؟
در جواب گوييم : جعل او همه مذاهب را مذهب واحد ، تشريع نيست بلكه آن جناب عالم به واقع و نفس الأمر است و مطابق آن حكم مىكند ، و در اين حكم به واقع تابع خاتم انبياء است ؛ و چون واقع يكى بيش نيست و آن حق است ، و به ظهور حق از مذاهب ديگر كه باطلاند اعراض مىشود از اين روى گفته آمده است كه همه مذاهب را مذهب واحد مىكند ؛ چنانكه شيخ اكبر در اول باب سيصد و شصت و شش فتوحات مكيّه در اين امر گويد :
« اعلم أيدك اللّه أن للّه خليفة يخرج و قد امتلأت الأرض جورا و ظلما فيملؤها قسطا و عدلا . . . من عترة رسول اللّه . . . من ولد فاطمة ، جدّه الحسين بن على ، يواطئ اسمه اسم رسول اللّه . . . يظهر من الدين ما هو الدين عليه في نفسه ما لو كان رسول اللّه ( ص ) لحكم به ، يرفع المذاهب من الأرض فلا يبقى إلا الدين الخالص . . . » .
و قوله : « و الأئمة الاربعة . . . » جواب سؤال مقدر ديگر است ، و وجه آن روشن است .