تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
محو كنيم ظاهرش وعيد است و باطنش وعد ، و معنيش آنست كه از تو طريق خبر را كه نبوّت منبئ از آنست رفع كنيم و ابواب تجلّى بر روى جانت بگشائيم و به‌جاى اخبار و وحى طريق كشف و عيان عطاء دهيم . و چون هر نبى ولى است و از شأن اولياء كشف است ، پس آنچه وظيفهء نبوّت نيست از روى اظهار خصائص ولايت در كنار آرزويت نهيم . پس چون حجاب مرتفع شود و حقايق امور منكشف شود بدانى كه حق سبحانه و تعالى عطاء نمىدهد هيچ احدى را مگر به قدر استعدادش ؛ پس چون از راه كشف در عين خود نظر كنى و استعداد آنچه طلب مىكنى در وى نبينى دست از طلب نامقدور بازدارى و بين يدى اللّه همّت بر مراعات ادب بگمارى ؛ و آنچه در وسع و استعداد تو نيست مسألت ننمائى و از مشقّت انتظار بياسائى ؛ و به تحقيق دريابى كه اين مطلوب مخصوص حق تعالى است و غير او را در وى نه ذوق است و نه كشف ؛ و به حكم : و
أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ
. بدانى كه حقّ عزّ و جلّ به « فيض اقدس » در ازل هر عينى را به استعداد خاص اختصاص داده است و در فيضانات مقدّره بر روى او گشاده . پس هركه را استعداد احياء و غيره داده باشد و در اين فيض خاص بر روى خلقتش گشاده چون احياء از عيسى و شق قمر از رسول ما و ساير تصرّفات كه به قدرت تعلّق دارد به ظهور آيد ، و هرك را بدين عطيه ننواخته‌اند و اين استعداد خاص را نصيبهء او نساخته مقتضيات آن استعداد ازو صادر نشود ؛ خواه طلب كند و خواه نى . و چون ظاهر خبر سلب نبوّت و ايعاد به ابعاد از حضرت است و اين معنى مناسب مناصب انبياء صلوات اللّه عليهم نيست چه ايشان برگزيدگان حضرت‌اند و اعيان ايشان مقتضى نبوّت و سلب آن ممكن نى ، شيخ قدّس اللّه سرّه تصريح كرد كه اين عتاب عنايت الهى است در حقّ او و تعليم حسن ادب كما قال عليه السّلام : « أدّبنى ربّى فاحسن تأديبى » و اين معنى را مىداند آنكه مىداند از اهل كشف و عرفان ؛ و نمىداند آنكه نمىداند از اهل حجاب و طغيان . بيت :