تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
عشق است و عاشق است كه باقيست تا ابد * دل جز برين منه كه بجز مستعار نيست گويند عشق چيست بگو ترك اختيار * آن كو ز اختيار نرست اختيار نيست عارف شهنشهى است دو عالم برو نثار * هيچ التفات شاه به سوى نثار نيست انديشه را رها كن و دل ساده شو تمام * چون روى آينه كه به نقش و نگار نيست چون ساده شد ز نقش همه نقش‌ها دروست * آن ساده‌رو ز روى كسى شرمسار نيست
قال أبو السّعود لأصحابه المؤمنين به إنّ اللّه أعطانى التصرّف منذ خمس عشرة سنة و تركناه تظرّفا « 1 » ( تطرّفا - خ ) هذا لسان ادلال . ابو سعود با اصحاب خويش كه به حال ايمان داشتند گفت حق سبحانه مدت پانزده سال است كه مرا تصرف عطا داده است اما من از روى تظرّف تصرّف هم به حق گذاشته‌ام ؛ و اين مقال نوعى است از گستاخى و ادلال و قريب به سوء ادب با حضرت ذو الجلال ، آرى ، بيت :
نى كژى نى راستى باشد مرا * من كيم تا خواستى باشد مرا
هامش
( 1 ) - نسخ خوارزمى همگى تظرّف با ظاء مشاله معجمه است ، ولى قيصرى با طاء مشاله مهمله خوانده است و عبارتش اين است : « التطرّف عبارة عن ترك التصرّف على سبيل الإيثار » ( ط 1 - چاپ سنگى - ص 295 ) . تطرّف ، خود را به‌طرف يعنى كنار كشيدن است ؛ اما تظرّف به تكلّف ظرافت نمودن است كه مناسب با مقام نمىنمايد مگر به تكلّف ؛ مع ذلك عارف جامى در شرح فصوص الحكم پس از آنكه تطرّف را با طاء مهمله تصريح نموده است ، و دو وجه غير از وجهى كه ما گفته‌ايم در معنى آن توجيه كرده است گويد : « نسخه‌اى كه به حضور شيخ مقابله شده است با ظاء معجمه قرائت و تصحيح شده است » .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 644 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى