تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
فى حال ثبوت عينه و حال عدمه ، فما ظهر فى الوجود إلّا ما كان له فى حال العدم فى الثّبوت ، فما تعدّى حقيقته و لا أخلّ بطريقته . پس درين مشهد - يعنى درين مقام از معرفت كه مقام شهود احديّت است - عارف مىداند كه منازع او و منازع انبياء و اولياء از اقتضاى حقيقت خود كه عين ثابتهء اوست عدول نكرده است چه او بر سر منازعه بوده است تا حقايق انبيا و اوليا در آن حال كه ثابته بود در عدم ، چه حقايق انبيا و اوليا اقتضاى هدايت و رشاد و اطاعت امر ربّ العباد مىكند و حقيقت منازع ضلالت و غوايت و اباى آنچه از طريق وحى ثابت شده ، پس هريك بر طريقه‌اى است كه اختصاص به دو دارد ، و هريك نزد ربّ خود مرضى است چنان كه گذشت . لاجرم ظاهر نشد در وجود عينى چيزى مگر بر آن صفت كه در وجود علمى بر آن بود پس منازع تعدّى ننمود از حقيقت خود و اخلال به طريقهء خود نكرد ، آرى ، بيت :
در علم چو اعيان علم افراخته‌اند * پيش از من و تو كار همه ساخته‌اند با كوشش و اهتمام از نحس و سعيد * ظاهر نشود جز آنكه پرداخته‌اند
فتسمية ذلك نزاعا أنّما هو أمر عرضىّ أظهره الحجاب الّذى على أعين النّاس كما قال تعالى ( كما قال اللّه تعالى - خ ) فيهم :
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ، يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ
و هو من المقلوب فإنّه من قولهم
قُلُوبُنا غُلْفٌ *
أى فى غلاف و هو الكنّ الّذى ستره عن إدراك الأمر على ما هو عليه . يعنى « نزاع » نام نهادن آنچه را منازع بر آنست از طريقى كه به دو اختصاص دارد امريست عرضى كه محجوبان را حاصل مىشود به واسطه حجابى كه بر اعين ايشان است از ادراك سرّ قدر ، چه ايشان توقّع مىكنند از جميع خلايق هدايت و ارشاد را به حضرت خالق ؛ و نمىدانند كه هر عينى قبول نمىكند مگر آنچه را اعطا مىكند اسمى كه برو حاكم است و مسلّط از حق تعالى و هريك سالك طريقهء خود و ناهج مناهج خويش است . و اگر اهل حجاب را وقوف برين معنى بودى منازع را