تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
خاسرترين اهل اعمال باشند كه سعى ايشان در حيات دنيا ضايع است و ايشان « مىپندارند كه دارند باش تا پرده بردارند » لاجرم هركه طلب چيزى كند از غير طريق او ظفر نيابد به تحقيق او چنان كه خواجه مىفرمايد قدّس سرّه ، بيت :
با نطق زبان به نفس ناطق نرسى * با خود به حقيقة الحقائق نرسى اين نكته من از محققى دارم ياد * تا نگذرى از خلق به خالق نرسى
و ما أحسن ما قال اللّه تعالى فى حقّ العالم و تبدّله مع الأنفاس
« لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ » *
فى عين واحدة فقال فى حقّ طائفة بل أكثر العالم
بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ
فلا يعرفون تجديد الأمر مع الأنفاس . چون كلام شيخ در حكمت قلبيه است و بيان تقلّب قلب در عوالمش و عالم نيز دايما متقلب در صورت ، لاجرم مىگويد : زهى حسن مقال و لطف شرح حقيقت حال كه حضرت ذو الجلال خبر مىدهد كه صورت عالم در هرآن و نفس متبدّل است بر عين واحده كه آن جوهرست و استشهاد مىكند به قول او سبحانه و تعالى كه :
بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ
. و چون اين تبديل نوعى است از انواع قيامت ؛ و اهل نظر را بر آن شعورى نى ، لاجرم ايشان را بل اكثر اهل عالم را كه محجوبان‌اند به مثابه منكران داشت ، و بيان كرد كه اين معنى بر محجوبان از جهت تشابه صور ملتبس مىشود . لكن قد عثرت عليه الأشاعرة فى بعض الموجودات و هى الأعراض ، و عثرت عليه الحسبانيّة فى العالم كلّه ، و جهّلهم أهل النّظر بأجمعهم . « 1 » اما اشاعره در بعضى از موجودات اعنى در اعراض بر اين معنى اطلاع يافتند و گفتند : « العرض لا يبقى زمانين » و حسبانيّه در جميع عالم برين معنى اطلاع يافتند و گفتند مجموع عالم متبدّل است در صورت ، و مجموع اهل نظر حسبانيّه را كه نزد
هامش
( 1 ) - نظام قائل به حركت در جوهر بوده است . در شرح مواقف گويد : « الأجسام باقية خلافا للنظام فانه ذهب إلى أنها متجددة آنا فآنا كالأعراض » ( ص 447 - ط قسطنطنيه ) . كتاب ما به نام « گشتى در حركت » در اقسام حركت ، و مطالب مربوط بدان به‌طور تفصيل است .