الحجاب و رقّته و تشابه الصّور مثل قوله تعالى
وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً
.
يعنى از اعجب احوال يكى آنست كه انسان از ابتداى سير او از علم به عين دائم در ترقى است چه عين ثابته او هميشه ظاهر مىشود در صورت هريك از مراتب نزول و عروج و در جميع عوالم روحانيّه و جسمانيّه در دنيا و آخرت و هر صورتى عين ثابته در او ظاهر مىگردد آن صورت درين عين بالقوّه بود و حصول او بالفعل به حسب استعدادات كلّيّه و جزئيّهاش از جملهء ترقيات اوست . پس انسان در هرآن مترقى مىشود و ليكن در هر زمان جزئى او را بر آن ترقى شعور نيست و بعد از مدتى شايد كه داند يا نداند و اين براى تشابه صورى است كه عارض مىشود عين ثابته را در هرآنى ، وقتى كه از يك جنس باشد چنان كه اهل بهشت را صور ارزاق از جهت تشابه مشتبه مىشود قال اللّه تعالى :
كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً
.
و اين عدم شعور به صورت ترقى از جهت لطافت حجاب و رقّت اوست ، چه همه صور مراتب حجب ذات احديّت است بعضى نورانى و بعضى ظلمانى كما
قال عليه السّلام « إنّ للّه تعالى سبعين حجابا من نور و ظلمة لو كشفها لأحرقت سبحات وجهه ما انتهى إليه بصره من خلقه »
و ليس هو الواحد عين الآخر فإنّ الشّبيهين عند العارف من حيث إنّهما شبيهان ، غيران .
يعنى اين حجاب واحد عين حجاب آخر نيست يعنى اين صورت عين صورت اخرى نتواند بود از آنكه شبيهين غير يكديگرند چه شىء واحد شبيه نفس خويش نباشد .
جائز است كه « هو » تأكيد ضمير مستتر باشد كه در « ليس » است و « واحد »
هامش
-شاخ آتش را بجنبانى بساز * در نظر آتش نمايد بس دراز
اين درازى مدّت از تيزى صنع * مىنمايد سرعتانگيزى صنع